تبلیغات
اشک لطیف

اشک لطیف
پایگاه جامع آثار استاد علی اکبر لطیفیان
قالب وبلاگ

نشسته ام بنویسم كه بال یعنی تو

عروج كردن سمت كمال یعنی تو

نشسته ام بنویسم تصورت، هیهات

فراتر از جریان خیال یعنی تو

محبت تو همان آیینه است و مهرت آب

تو آب و آیینه ای پس زلال یعنی تو

ز برگ های تو بوی رسول می آید

گل محمدی بی مثال یعنی تو

مسیر رد شدنت را كسی نگاه نكرد

جمال زیر نقاب جلال یعنی تو

تو نور و نورٌ علی نور و خالق النوری

تو از تصور خاكی نشین ما دوری

تو آن دعای رسولی كه مستجاب شدی

برای خانه ی خورشید آفتاب شدی

یگانه دختر احمد شدن مراد نبود

برای ام ابیهایی انتخاب شدی

تو مرتضی نشده این همه صدا كردی

تو مصطفی نشده صاحب كتاب شدی

علی به پای تو شد ذره ذره آب و سپس

تو هم به پای علی ذره ذره آب شدی

تو عادلانه ترین فیضی و دو تا نه سال

نصیب روح نبی و ابوتراب شدی

تو آفتاب رسولی و آسمان علی

تو روح سینه ی پیغمبری و جان علی

شب سیاه بگیرد تمام دنیا را

اگر ز خلق بگیرند نام زهرا را

هزار سال به جز آستانه ی كرمت

نبرده ایم در خانه ای تمنا را

ز روی عاطفه خوابت نمی برد شب ها

اگر روا نكنی حاجت گداها را

قرار نیست به نان مدینه لب بزنی

ز سفره ات نگرفتند رزق بالا را

برای آن كه مقام تو را نشان بدهند

نموده اند فراهم بساط فردا را

دل رسول خدا را اسیر درد مكن

مگیر از سخن خویش لفظ «بابا» را

بگو پدر که نبی را حیات می بخشی

ز درد و غصه دلش را نجات می بخشی

زمین بدون نگاهت تب بهار نداشت

شبیه کوه بلندی که آبشار نداشت

بعید نیست ببخشی همه قیامت را

نمی شود ز تو این گونه انتظار نداشت

دعای پشت سر تو مراد مولا بود

و گر نه هیچ نیازی به ذوالفقار نداشت

بهشت، منزل توست این همه طلب دارد

و گر نه هیچ كسی با بهشت كار نداشت

دوازده نخ وصله به چادرت دیدند

به ساده زیستی ات عمر روزگار نداشت

همه جهیزیه ات بود چند ظرف گلین

تجملات برای تو اعتبار نداشت

شب عروسی خود یاد قبر افتادی

شكوه رخت نوات را به سائلی دادی

بهشت هستی و عطر معطری داری

همیشه آب و هوای مطهری داری

به نیمی از نفست انبیا بزرگ شدند

تو از قدیم دم ذره پروری داری

صحیفه ی تو تماماً تنزل وحی است

از این لحاظ تو قرآن دیگری داری

یتیم مكه بدهكار مهربانی توست

تو گردن پدرت حق مادری داری

یگانه علت غایی خلقتی زین رو

تو با تمامی خلقت برابری داری

ظهور ظاهرت انسان و باطنت حوراست

ولایتی كه تو داری ولایت كبراست

نبینم از نفست آه آه می ریزی

شبیه برگ گلی گاه گاه می ریزی

تو دست و سینه و پهلو می آوری داری...

به پای شیر خدایت سپاه می ریزی

میان این همه درگیری ای شكسته غرور!

به دست بسته ی مولا نگاه می ریزی

چقدر فكر حسینی به فكر گودالی

چقدر اشك بر این بی پناه می ریزی

صدای كشته ی گودال را بلند مكن

به گیسویی كه كف قتلگاه می ریزی




طبقه بندی: حضرت زهرا(س)-مدح، 
[ یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 ] [ 11:02 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

استاد علی اکبر لطیفیان از شعرای آیینی سرای معاصر هستند که عموم اشعارشان در مجالس اهل بیت(ع) استفاده می گردد. شعر ایشان در عین زیبایی و اتقان، به دور از تکلفات و پیچیدگی های زبانی و آرایه ای ست. ایشان با تکیه بر مطالعات فراوان دینی، شعری دارند سرشار از معارف و نکات ارزنده. در فضای مرثیه نیز روان می گویند و بیشتر تکیه بر زوایای نو دارند. شعر ایشان را می توان حرکتی به سمت سبک جدید شعر هندی نامید. چرا که مملو از نگاه های نو و مضمون پردازی های زیباست.
این پایگاه در نظر دارد که تمامی آثار استاد علی اکبر لطیفیان را در قالب موضوعی گردآوری نماید.
تذکر:
- این پایگاه به صورت خود جوش و مردمی اداره می شود.
موضوعات اشعار
نظر سنجی
نظرتان درباره ایجاد پایگاهی جامع و مختص اشعار اقای لطیفیان چیست؟



کتاب های شعر استاد لطیفیان
مصاحبه های استاد لطیفیان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان
ایران رمان