تبلیغات
اشک لطیف

اشک لطیف
پایگاه جامع آثار استاد علی اکبر لطیفیان
قالب وبلاگ

یکی خیبر شکن دلاوره

تو رگاش غیرت خون حیدره

وقتی پرده از جمالش می کشه

توی آسمون دشت کربلا

قمر اندر قمر اندر قمره

قیامت یوسف برای دیدنش

صد شتر طلا و نقره می بره

با همون ذکر أنا بن حیدرش

‏ می زنه از میمنه تا میسره

زهره لشکر فتنه آب می­شه

دستاشو اگه به شمشیر ببره

وقتی ابروهاشو درهم می­کشه

رنگ و از چهره لشگر می بره

وقتی شمشیر می­زنه همه می­گن

با رجزهاش همه بیچاره می­شن

همه یا عباسُ ارحمنا می­گن

پاسبون صبح و شام زینبه

روز محشرم غلام زینیه


ادامه این شعر

طبقه بندی: حضرت عباس(ع)، 
[ یکشنبه 30 مهر 1391 ] [ 03:42 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

خشکی ام رفت و وصل دریا شد

سردی ام رفت و فصل گرما شد

فارغم از خودم خدا را شکر

آسمانی شدم خدا را شکر

آمدی و دلم نجات گرفت

باز هم مرده ای حیات گرفت

ای حیات مجدد دنیا

دومین یا محمد دنیا

یا من ارجوی آستان لبم

پنجمین رکعت نماز شبم

ای که تنها خدا شناخت تو را

مثل بیت الحرام ساخت تو را

قافیه های بیت ما تنگ است

در مقامت کمیت هم لنگ است

ای نسیم پر از بهار حسین

حسنی زاده تبار حسین

قبله مردم مدینه تویی

حسن دوم مدینه تویی

ای ظهور پیمبر اکرم

حاصل وصلت دعا و کرم

مادرت دختر کریم خدا

پدرت حضرت کلیم خدا

وسط هفته ها برای منی

التماس سه شنبه های منی 


ادامه این شعر

طبقه بندی: امام باقر(ع)،  امام باقر(ع)، 
[ شنبه 29 مهر 1391 ] [ 11:20 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

مرهم حریف زخم زبان ها نمی شود

اصلاً جگر که سوخت مداوا نمی شود

گریه مکن بهانه به دست کسی مده

با گریه هات هیچ مدارا نمی شود

خسته مکن گلوی خودت را برای آب

با آب گفتن تو کسی پا نمی شود

این قدر پیش پای کنیزان به خود مپیچ

با دست و پا زدن گره ات وا نمی شود

گیسو مکش به خاک دلی زیر و رو شود

در این اتاق عاطفه پیدا نمی شود

باور کنم به در نگرفته است صورتت؟!...

این جای تنگ و ... این قد و بالا... نمی شود

با ضرب دست و پا زدنت طشت می زنند

جز هلهله، جواب مهیا نمی شود

با غربتی که هست تو غارت نمی شوی

نیزه به جای جایِ تنت جا نمی شود

خوبی پشت بام همین است ای غریب

پای کسی به سینه ی تو وا نمی شود...!

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام جواد(ع)، 
[ دوشنبه 24 مهر 1391 ] [ 07:00 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

خواهر نداشتی که به جای تو جان دهد

یا گرد و خاک پیرهنت را تکان دهد

از روی خاک حجره سر خاکی تو را

بر دارد و به گوشه دامن مکان کند

می خواهی آب آب بگویی نمی شود

گیرم که شد ولی چه کسی آبتان دهد؟

چندین کنیز را وسط حجره جمع کرد

می خواست دست و پا زدنت را نشان دهد

تا بام می شود سر سالم تری رسید

با شرط این که این لبهٔ در امان دهد

بالا نشسته ای و جهان زیر پای توست

وقتش شده گلوی شهیدت اذان دهد

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام جواد(ع)، 
[ دوشنبه 24 مهر 1391 ] [ 07:00 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

این ها به جای این که برایت دعا کنند

کف می زنند تا نفست را فدا کنند

هر چند تشنه ای ولی آبت نمی دهند

تا زودتر تو را ز سر خویش وا کنند

با دست و پا زدن به نوایی نمی رسی

این ها قرار نیست به تو اعتنا کنند

بال فرشته های خدا هست پس چرا؟

این چند تا کنیز تو را جابه جا کنند

هر وقت دست و پا بزنی دست می زنند

اما خدا کند به همین اکتفا کنند

تا بام می برند که شاید سر تو را

در بین را با لبه ای آشنا کنند

حالا کبوتران پر خود را گشوده اند

یک سایبان برای سرت دست و پا کنند

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام جواد(ع)، 
[ دوشنبه 24 مهر 1391 ] [ 06:59 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

ساعات طوفان، وقت جزر و مد رسیده

نبضم چه محکم می زند تا صد رسیده

آیا قبولم می کند یا نه؟ ولی نه

اصلاً چرا این فکرهای بد رسیده

این جا تمام مهربانی مال آقاست

این جا مگر بر سینه دست رد رسیده؟

سوت قطار آمد، کسی در پشت در گفت:

ای جانمی جان اول مشهد رسیده

از کوچه قلبم تا حرم یکباره پر زد

ردّ پرم تا پرچم گنبد رسیده

طوفان عشقت شست و شو داده دلم را

چشم رئوفت آبرو داده دلم را

دلشوره ای شیرین سر بال و پرم هست

هشت آسمان آیینه در دور و برم هست

باران غم هرگز نمی گیرد سراغم

تا مهربانی های تو روی سرم هست

وقف سر انگشت پر از مهر تو بوده

هر جا اگر نام و نشانی از کرم هست

خوبی تو تا نا کجا تا آن سوی عرش

هر قدر هم بالا و بالا می پرم هست

این بچه آهوهای اشکم زنده هستند

تا گوشه های دنج و گرم این حرم هست

داخل نمی آیم، دم باب الجوادم

این جا برای ما گداها بهترم هست

شرط قبول افتادن ایمان، تویی تو

خورشید عالم تاب من! سلطان تویی تو  


ادامه این شعر

طبقه بندی: امام رضا(ع)-مدح و مناجات، 
[ سه شنبه 4 مهر 1391 ] [ 11:58 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

استاد علی اکبر لطیفیان از شعرای آیینی سرای معاصر هستند که عموم اشعارشان در مجالس اهل بیت(ع) استفاده می گردد. شعر ایشان در عین زیبایی و اتقان، به دور از تکلفات و پیچیدگی های زبانی و آرایه ای ست. ایشان با تکیه بر مطالعات فراوان دینی، شعری دارند سرشار از معارف و نکات ارزنده. در فضای مرثیه نیز روان می گویند و بیشتر تکیه بر زوایای نو دارند. شعر ایشان را می توان حرکتی به سمت سبک جدید شعر هندی نامید. چرا که مملو از نگاه های نو و مضمون پردازی های زیباست.
این پایگاه در نظر دارد که تمامی آثار استاد علی اکبر لطیفیان را در قالب موضوعی گردآوری نماید.
تذکر:
- این پایگاه به صورت خود جوش و مردمی اداره می شود.
موضوعات اشعار
نظر سنجی
نظرتان درباره ایجاد پایگاهی جامع و مختص اشعار اقای لطیفیان چیست؟



کتاب های شعر استاد لطیفیان
مصاحبه های استاد لطیفیان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان
ایران رمان