تبلیغات
اشک لطیف

اشک لطیف
پایگاه جامع آثار استاد علی اکبر لطیفیان
قالب وبلاگ

قسمتم نیست بال و پر بدهند

به من از آن طرف خبر بدهند

جگرم را وسط گذاشته ام

به همه گفته ام نظر بدهند

به خدا گریه می کنی تا صبح

شرح حال مرا اگر بدهند

من از این در نمی روم هر چند

جای این در هزار در بدهند

چند تا مثل من خبر داری؟!

پای تو حاضرند سر بدهند

دردسر مایه ی کمالات است

نذر کردیم دردسر بدهند

ای امیر نجف به نفع تو نیست

عاشقانت اگر ضرر بدهند

درد و دل کردن تو را اغلب

به گدایانِ خون جگر بدهند

خاک پای تو قیمتش عرش است

پس نباید به جاش زر بدهند

چه کسی دیده هفت عالم را

همه اش را به یک نفر بدهند

***

آفریده شدم برای علی

تا بیفتم به دست و پای علی

این که ما از چه آفریده شدیم

علتش هست خاک پای علی

جان سائل چه ارزشی دارد

جان پیغمبران فدای علی

صد هزار آفتاب می ریزد

با تکان خوردن عبای علی

هم علی می شود علی خدا

هم خدا می شود خدای علی

این صدای علی صدای خدا؟

یا صدای خدا صدای علی؟

لطف معراج مصطفی این بود

شد صدای خدا صدای علی

عرش را شرع را شریعت را

همه را آفریده با "یه" علی

ذکر بالا سرش حسین بُوَد

پس نجف هست کربلای علی

انا مشتاق به جوار نجف

انا محتاج به دعای علی

بچه های بزرگ و كوچكمان

همه قربان بچه های علی

دست مولا و چادر بی بی

دست ما و نخ عبای علی

چه مقامی ست که هزاران بار

می شود فاطمه فدای علی

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: امیرالمومنین(ع)-مدح، 
[ شنبه 7 بهمن 1391 ] [ 09:54 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

جبریلی و هر آینه عرش است کنارت 

ماتند همه از پر معراج مدارت

ما چاره نداریم به غیر از سر تسلیم

آهو چه کند با نفس شیر شکارت

با بودن تو بودن خورشید زیادی است

جز این که بگویم شده شمع مزارت

تو عرش نشینی و گهی کوفه می آیی

پس رد شو به دستم برسد گرد و غبارت

ما را به دو ابروت بمیران و پس از آن

ای شاه نداریم دگر کار به کارت

سنگینی این کفّه ی ما از کرم توست

با مثل تو ای دوست چه خوب است تجارت

در عشق بنا نیست که میثم شده باشم

سلمان تو هم آخرش افتاد به دارت

موسی بن ابیطالبی و دوره به دوره

از طور به سمت نخف افتاد گذارت

در طالع امسال برایم بنویسید:

یک روز نجف باشم و یکروز کنارت

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: امیرالمومنین(ع)-مدح، 
[ پنجشنبه 11 آبان 1391 ] [ 11:50 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

از عالم بالاست بنیانی که من دارم 

یعنی همین روح مسلمانی که من دارم

گر سجده بر تولیت آدم نمی‌کردم

آدم نمی شد خاک انسانی که من دارم

شیر حلال مادران این قبیله‌هاست

در سینه‌ام مهر فراوانی که من دارم

نابرده رنجی گنج‌هایی را به ما دادند

از سفرهٴ مولاست این نانی که من دارم

این کیست که از مقدمش خورشید می‌ریزد

آتش پرست اوست سلمانی که من دارم

در کشمکش های بلند ذوالفقاری‌اش

مانده است گیسوی پریشانی که من دارم

در خانهٴ ما سفرهٴ گندم مَیَندازید

دنبال نان جوست مهمانی که من دارم

با ما نشستن آن قدر چیز بعیدی نیست

با هر گدایی هست سلطانی که من دارم

ما را به جرم عشق در بازار بفروشید

ما را به پای حیدر کرار بفروشید

نه میل پروازی و نه اصلاً نه بالی بود

نه حرفی از بالا نه حرفی از کمالی بود

باران نمی‌آمد زمین نم پس نمی داد و ...

سر تا سر شبه جزیره خشکسالی بود

ماها نبودیم و ندیدیم آن زمان‌ها را

یعنی نمی‌فهمیم که دنیا چه حالی بود

محراب ها، سجاده‌ها بی راهه می‌رفتند

اصلاً تمام جاده‌ها سمت خیالی بود

آن روزها کعبه فقط بت خانه‌ای بود و

بت ها خدا و جای ابراهیم خالی بود

آیا خدای بی علی اصلاً جلالی داشت؟!

روی زمینِ بی علی آیا جمالی بود؟!

آن روزگاران حرفی از یارب نبود اما

در پشت کعبه صحبت مولی الموالی بود

این ها نبودند و ولی مولا حکومت داشت

قبل از شروع خلقت دنیا حکومت داشت


ادامه این شعر

طبقه بندی: امیرالمومنین(ع)-مدح،  امیرالمومنین(ع)-ولادت، 
[ شنبه 13 خرداد 1391 ] [ 07:56 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

اگر تو را نداشتم، بدان خدا نداشتم

آری خدا نداشتم، اگر تو را نداشتم

نبود اگر کرامتت، نبود اگر طبابتت

هزار درد داشتم ولی دوا نداشتم

به نام تو خدا صفا به زندگیم داده است

بدون نام تو در این جهان صفا نداشتم

نوای من علی علی، صدای من علی علی

بدون این علی علی، خدا خدا نداشتم

سنگ شدم طلا شدم، شاه شدم گدا شدم

چه می شدم اگر علی مرتضی نداشتم

اگر نبود زادگاه تو قسم به فاطمه

این همه سمت کعبه هم برو بیا نداشتم

من اسمه دوا علی و ذکره شفا علی

کمیل تو اگر نبود به لب دعا نداشتم

نبودی یا علی اگر، حسن نبود و هم حسین

بدون تو مدینه و کرب و بلا نداشتم

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امیرالمومنین(ع)-مدح، 
[ شنبه 13 خرداد 1391 ] [ 07:50 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

روح والای تو از جنس خدا می باشد

نفَس سینه ی تو عقده گشا می باشد

نخ سجاده ی تو شهپر جبرائیل است

چین پیشانیِ تو قبله نما می باشد

از تو می خواست خدا تا كه بمانی چندی

كه حساب تو در این خانه جدا می باشد

فارقیم از هوس سِیر خیابانِ بهشت

خاكِ زیر قدمت جنت ما می باشد

سائلی آمده و از تو كرم می خواهد

ای كه انگشتر تو فكر گدا می باشد

دل ما را بشِكن گوهر اگر می خواهی

سیّدی امر نما قنبر اگر می خواهی

هم نشینت شرف و عزت موسی دارد

هم ركابت نفس حضرت عیسی دارد

هر كه گردید گرفتار خم گیسویت

در گره باز نمودن یدِ طولا دارد

عرقی كه سر پیشانی تو حلقه زده

پایِ هر نخل رطب قدرت دریا دارد

چاهِ آبی كه خودت وقفِ یتیمان كردی

هر چه دارد ز سرْ انگشت تو مولا دارد

بی سبب نیست كه با تیغ دو سر می جنگی

 چون به یك قبضه تولا و تبرا دارد

نام تو زینت دنیاست خدا می داند

نقش انگشتر زهراست خدا می داند


ادامه این شعر

طبقه بندی: امیرالمومنین(ع)-مدح، 
[ شنبه 13 خرداد 1391 ] [ 06:55 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

تو بی ابتدایی و بی انتها

شبیه پیمبر شبیه خدا

تو بالاترین نقطه ی باوری

معماترین نقطه ی زیر «با»

مقرب ترین جلوه ی لم یلد

و لم یولد آیه های خدا

تو آن سمت دروازه ی باوری

همان جا که می خوانمش ناکجا

مرا آن طرف ها اگر راه نیست

شما لااقل این طرف ها بیا

تو آن خواهش سبز سجاده ای

همان التماس شب انبیا

تویی مقصد اول و آخرم

مناجات شب های غارِ حرا

بیا با پر و بال کروبیان

بزن وصله این گیوه ی پاره را

بزن بیل خود بر این سرزمین

بزن تا كه باشم درخت شما

من از آبِ چاهِ شما خورده ام

که حالا شدم تشنه ی کربلا

خدای كرم! سایه ی ناشناس!

در این كوچه های بدون صدا

چنان مخلصانه كرم می كنی

كه حتی نمی ماندت رَدِّ پا

تو یعنی همان شاهِ شهر منی

كه داری قدم می زنی با گدا؟!

در این سینه ی شب كجا می روی؟

از این جاده ها، دور از چشم ما

به سمت مناجات سجاده ات

اگر می روی التماس دعا

×××

 


ادامه این شعر

طبقه بندی: امیرالمومنین(ع)-مدح، 
[ شنبه 13 خرداد 1391 ] [ 06:48 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

هر دلی که دچار لیلا بود

خوشی روزگار لیلا بود

از کرامات عاشقی است اگر

نام مجنون کنار لیلا بود

نام مجنون اگر فراتر رفت

این هم از اعتبار لیلا بود

آنچه دلهای بی شماری داشت

محمل در غبار لیلا بود

بی نیاز است از عبادت ما

کعبه در انحصار لیلا بود

امشب ای عشق در طواف توام

سیزده شب در اعتکاف توام

بال با من، پریدنش با  تو

سمت بالا کشیدنش با تو

شوق تنزیل آیه ها با من

جبرئیل آفریدنش با تو

گندم کال مزرعه با من

فصل گرم رسیدنش با تو

نخل با من تب رطب با من

دست مشتاق چیدنش با تو

سجده بر خاک پای تو با من

عبدِ الله دیدنش با تو

قل هو الله یا احد یا هو

«وحده لا اله إلا هو»  


ادامه این شعر

طبقه بندی: امیرالمومنین(ع)-ولادت،  امیرالمومنین(ع)-مدح، 
[ پنجشنبه 4 خرداد 1391 ] [ 01:04 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

استاد علی اکبر لطیفیان از شعرای آیینی سرای معاصر هستند که عموم اشعارشان در مجالس اهل بیت(ع) استفاده می گردد. شعر ایشان در عین زیبایی و اتقان، به دور از تکلفات و پیچیدگی های زبانی و آرایه ای ست. ایشان با تکیه بر مطالعات فراوان دینی، شعری دارند سرشار از معارف و نکات ارزنده. در فضای مرثیه نیز روان می گویند و بیشتر تکیه بر زوایای نو دارند. شعر ایشان را می توان حرکتی به سمت سبک جدید شعر هندی نامید. چرا که مملو از نگاه های نو و مضمون پردازی های زیباست.
این پایگاه در نظر دارد که تمامی آثار استاد علی اکبر لطیفیان را در قالب موضوعی گردآوری نماید.
تذکر:
- این پایگاه به صورت خود جوش و مردمی اداره می شود.
موضوعات اشعار
نظر سنجی
نظرتان درباره ایجاد پایگاهی جامع و مختص اشعار اقای لطیفیان چیست؟



کتاب های شعر استاد لطیفیان
مصاحبه های استاد لطیفیان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان
ایران رمان