تبلیغات
اشک لطیف

اشک لطیف
پایگاه جامع آثار استاد علی اکبر لطیفیان
قالب وبلاگ

آسیابت یک طرف افتاده بستر یک طرف

چادر تو یک طرف افتاده معجر یک طرف

هر چه این جا هست چشمان مرا خون کرده است

رنگ این دیوار خانه یک طرف، در یک طرف

گاه دل خون توایم و گاه دل خون پدر

وای بابا! "یک طرف «ای وای مادر!» یک طرف"

از کنار تو که می آید به خانه ناگهان

بر سر زانو می افتد مرد خیبر یک طرف

من چگونه پیرهن کهنه تن یارم کنم

غُصه ی تو یک طرف داغ برادر یک طرف

مثل آن روزی که افتادی می افتد بر زمین

پیکر من یک طرف، او یک طرف، سر یک طرف

من دو بوسه می زنم جای تو و جای خودم

زیر گردن یک طرف، رگ های حنجر یک طرف

وای از آن لحظه که می ریزند بین خیمه ها

گوشواره یک طرف خلخال و معجر یک طرف




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  حضرت زهرا(س)، 
[ سه شنبه 20 فروردین 1392 ] [ 12:00 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

ای اذان پر از نماز حسین

جا نماز همیشه باز حسین

نام سبزت، اقامه ی زهرا

زندگی ات ادامه ی زهرا

مثل بیت الحرام، یا زینب!

واجب الاحترام، یا زینب!

ذکر ایّاک نستعینِ لبم

آیه های تو همنشین لبم

حضرت مریم قبیله ی ما

آیة اللهِ ما، عقیله ی ما

ما دو آئینه ی مقابل هم

جلوه های پر از تکامل هم

بال یکدیگریم، در همه جا

تا خدا می پریم، در همه جا

ای حیات دوباره ی  هستی

زینت گوشواره ی هستی

پر من بال من کبوتر من

سایه بان همیشه ی سرِ من

پیشتر از همه رجز خواندی

بیشتر زیر نیزه ها ماندی

تو ابوالفضل در برابرمی

تو حسین دوباره ی حرمی

عصمت الله، دختر زهرا

آن زمانی که آمدیم این جا

چشم هایت سپیده ی ما بود

پای تو روی دیده ی ما بود

از برایم تو خواهری کردی

خواهری نه که مادری کردی


ادامه این شعر

طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  اربعین، 
[ شنبه 9 دی 1391 ] [ 01:45 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

یک اربعین برای تو حیران شدم حسین

مانند گیسوی تو پریشان شدم حسین

با چند قطره اشک دل من سبک نشد

ابری شدم به پای تو باران شدم حسین

زلفی اگر که ماند برای تو پیر شد

در اول بهار زمستان شدم حسین

کوفه به کوفه کوچه به کوچه گذر گذر

قاری شدی مفسر قرآن شدم حسین

دیدی چگونه آخر عمری دلم شکست

دیدی چگونه پاره گریبان شدم حسین

تو رفتی و کنار خودم گریه می کنم

دارم سر مزار خودم گریه می کنم

ای سایه بلند سرم ای برادرم!

آیینه ی ترک ترک در برابرم

بالم شکسته است و پرم پر نمی زند

اما هنوز مثل همیشه کبوترم

من قول داده ام که بگیرم سر تو را

از دست نیزه ها و برایت بیاورم

حالا سری برای تو آورده ام ولی

خاکستری و خاکی و ای خاک بر سرم!

بگذار اول سخن و شکوه ام تو را

ای ماه زینب از نگرانی درآورم

هر چند کوچه کوچه تماشا شدم ولی

راحت بخواب دست نخورده است معجرم

تو رفتی و کنار خودم گریه می کنم

دارم سر مزار خودم گریه می کنم



ادامه این شعر

طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  اربعین، 
[ شنبه 2 دی 1391 ] [ 10:29 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

نگاه گریه داری داشت زینب

چه گام استواری داشت زینب

دل با اقتداری داشت زینب

مگر چه اعتباری داشت زینب

چهل منزل حسین منجلی شد

گهی زهرا شد و گاهی علی شد

ندیدم زینب کبری تر از این

ندیدم زینت باباتر از این

ندیدم دختر زهراتر از این

حسینی مذهبی غوغاتر از این

به پیش پای ما راهی گذارید

بنای زینب اللهی گذارید

اگر چه غصه دارد آه دارد

به پایش خستگیِ راه دارد

به گِردش آفتاب و ماه دارد

به والله که ایوالله دارد

همین که با جلالت سر نداده

به دست هیچ کس معجر نداده

پس از آن که زمین را زیر و رو کرد

سپاه کوفه را بی آبرو کرد

به سمت کربلا خوشحال رو کرد

کمی از خاک را برداشت بو کرد

رسیدم کربلا ای داد بی داد!

حسین سر جدا، ای داد بی داد!



ادامه این شعر

طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  اربعین، 
[ شنبه 2 دی 1391 ] [ 10:19 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

زخمیِ زنجیرم، کبودِ بی شمارم

بر شانه هایم زخم های کهنه دارم

همشیرۀ خورشیدم و بانوی نورم

هر چند که در پنجه ی گرد و غبارم

شامِ غریبانیِ عصر خیمه هایم

آن چادر خاکیِ در حال فرارم

نام مرا با خطّ نامحرم نوشتند

یعنی اسیر کوچه های روزگارم

دیگر نمی آید به دنبالم مغیلان

دیگر ندارد آبله کاری به کارم

من حضرت یعقوبم و یوسف پرستم

بر سینه ام پیراهنت را می فشارم

دسته گل یاسی ندارم بر مزارت

امّا به جایش تا بخواهی لاله دارم

انگار من خوابیده ام در این بیابان

انگار تو افتاده ای روی مزارم

من با نیابت از تمام خاندانم

بر آستان خاکی ات سر می گذارم

 علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: اربعین،  حضرت زینب(س)، 
[ شنبه 2 دی 1391 ] [ 10:11 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

چل روز می شود كه شدم جبرئیل تو

ذبح عظیم گشتی و گشتم خلیل تو

چل روز می شود كه فقط زار می زنم

كوچه به كوچه نام تو را جار می زنم

چل روز می شود كه بدون توأم حسین

حالا پی نتیجه ی خون توأم حسین

چل روز می شود كه حسین همه شدم

حیدر شدم، حسن شدم و فاطمه شدم

مردم به جنگ نائبه الحیدر آمدند

در پیش من، تمام، به زانو در آمدند

آثار مرگ در بدنم هست یا حسین

پس روز اربعین منم هست یا حسین

آبی كه تر نكرد لب تشنه ی تو را

حالا نصیب خاك مزارت شده اخا

چل روز پیش بود همین جا سرت شكست

این جا دل من و پدر و مادرت شكست

چل روز پیش بود به گودال رفتی و ...

از پشت، نیزه خوردی و از حال رفتی و ...

از تل زینبیه رسیدم كه وای وای!

بالا سرت نشستم و دیدم كه وای وای!

نیزه ز جای جای تن تو در آمده

حتی لباس های تن تو در آمده


ادامه این شعر

طبقه بندی: اربعین،  حضرت زینب(س)، 
[ شنبه 2 دی 1391 ] [ 10:04 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

 خنده بر پاره گریبانی مان می کردند

 خنده بر بی سر و سامانی مان می کردند

 پشت دروازه ی ساعات معطل بودیم

 خوب آماده ی مهمانی مان می کردند

 از سر کوچه ی بی عاطفه تا ویرانه

 سنگ را راهی پیشانی مان می کردند

 هر چه ما آیه و قرآن و دعا می خواندیم

 بیشتر شک به مسلمانی مان می کردند

 شرم دارم که بگویم به چه شکلی آن جا

 وارد بزم طرب خوانی مان می کردند

 بدترین خاطره آن بود که در آن مدت

 مردم روم نگهبانی مان می کردند

 هیچ جا امن تر از نیزه ی عباس نبود

 تا نظر بر دل حیرانی مان می کردند

 علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  شهر شام، 
[ پنجشنبه 23 آذر 1391 ] [ 03:35 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

وقت اذان ماذنه ها می شود کَرید!

وقت نماز فکر خدایان دیگرید!

نزدیک شصت سال پر از کینه می شود

در انتقام غزوه بدر پیمبرید

چل سال حرف بد به وصی خدا زدید

چل سال زشت می گذرد روی منبرید

سرهای روی نیزه بدون تعادل اند

بر پشت بام خانه چرا سنگ می برید؟

دیگر برای قافله چیزی نمانده است

اما شما هنوز به دنبال معجرید

با دست های سنگی این پشت بام از

دروازه تا خرابه به دنبال این سرید

ای چشم های خیره خجالت نمی کشید؟

از این که روبروی نوامیس حیدرید

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  شهر کوفه،  شهر شام، 
[ دوشنبه 20 آذر 1391 ] [ 04:54 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

دیشب برای تو كمی ماتم نوشتم

 مرثیه‌ای با رنگ های غم نوشتم

در انتهای آسمان هفت گانه

 نام تو و پرواز را با هم نوشتم

نام تو را وقتی رسالت می كشیدی

 همسایه‌ی پیغمبر اكرم نوشتم

وقتی نگاهم بر نجیبی تو افتاد

 مریم نوشتم باز هم مریم نوشتم

آن تكه‌های زندگی معجزت را

 باور نمی كردم اگر مبهم نوشتم

وقتی نگاه زخمی‌ات را می شمردم

از پلك هایت چند تا را كم نوشتم

همشیره خورشید ای خانم ببخشید!

 نامِ تو را با خطّ نا محرم نوشتم

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)، 
[ دوشنبه 20 آذر 1391 ] [ 04:52 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

تازه رسیده از سفر کربلا سرت

 بین تن تو فاصله افتاده تا سرت

با پهلوی شکسته و با صورت کبود

 کنج تنور کوفه کشانده مرا سرت

 پیشانی ات شکسته و موهات کم شده

 خاکستر تنور چه کرده است با سرت؟

 وقتی که هست دامن من نذر بچّه هام

 در گوشه ی تنور بیفتد چرا سرت؟

 رگ های گردنت چقدر نا مرتّب است

 ای جان من چگونه مگر شد جدا سرت؟

 این جای سنگ نیست، گمان می کنم حسین

 افتاده است زیر سم اسب ها سرت

 باید کمی گلاب بیارم بشویمت

 خاکی شده است از ستم بی حیا سرت

 چشمان تو همیشه به دنبال زینب است

 تا اربعین اگر برود هر کجا سرت

 علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مراثی شهادت،  حضرت زینب(س)،  شهر کوفه، 
[ جمعه 10 آذر 1391 ] [ 08:31 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

اسیر كوچه شدن ارزش تو را دارد

سرت كه هست اسیریِ این چنینی هست

من از كنار بزرگان نمی روم هرگز

تو هر كجا بروی باز همنشینی هست

اگر چه سنگ مزاحم شده ست اما جا

برای آن كه به دامانِ من نشینی هست

بیا نشان مده خود را كه سنگ این مردم

درست می خورد آن جا كه مه جبینی هست

دوباره دور و بر محملم شلوغ شده

از این قبیل مكافات تا ببینی هست

اگر حریم تو بی معجرند اما شُكر

در این شلوغی بازار آستینی هست

یكی مقابل نجمه یكی مقابل من

كنار هر سری این جا دلِ غمینی هست

چه دیده است مگر مادرم كه از امشب

مدام پشت سرت ناله ی حزینی هست

تو و تنور ، تنور و صدای یك مادر

میان مادر و فرزند بوسه چینی هست

ز راه مانده چهل منزل خراب شده

خدا به خیر نماید چه اربعینی هست

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  شهر کوفه،  شهر شام، 
[ چهارشنبه 8 آذر 1391 ] [ 09:29 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

آورده ام در شهرتان خاكسترم را

آیات باقیمانده ی بال و پرم را

آورده ام ای كوچه های نا مسلمان!

مؤمن ترین فریادهای حنجرم را

دیشب مراعات حسینم را نكردید

در كوفه وا كردید پای مادرم را

من آیه هایی در حجاب نور هستم

خالی كنید ای چشم ها دور و برم را

نذر سر این كعبه ی بالای نیزه

در شهرتان خیرات كردم زیورم را

من یك نفر در دو تنم، اما دو روز است

از دست دادم نیمه ای از پیكرم را

یك نیمه ام را روی دست نیزه بردید

در محمل بی پرده نیم دیگرم را

اما به توحید نگاهم روی نیزه

زیباتر از هر روز دیدم دلبرم را

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  شهر کوفه، 
[ چهارشنبه 8 آذر 1391 ] [ 09:15 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

کسی نداد جواب سلام هایش را

 به احترام نبردند نام هایش را

 تمام مردم نامرد خویش را کوفه

 به کوچه ریخته حتی غلام هایش را

 مسیر تنگ، مکافات رد شدن دارد

 خدا به خیر کند ازدحام هایش را

 ز کوچه رد شد و گیرم کسی نگاه نکرد

 ولی چه کار کند پشت بام هایش را

 یکی ست نیزه نشین و یکی ست ناقه نشین!

 ببین چگونه می آرند امام هایش را؟

 به این سه ساله بچسبد، سکینه می افتد

 مراقبت کند آخر کدام هایش را؟!

 علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  شهر کوفه، 
[ چهارشنبه 8 آذر 1391 ] [ 09:08 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

نكند كوفه تو را پیر كند

زیرِ پا چادرِ تو گیر كند

نكند خنده به غم هات كنند

سرِ بازار تماشات كنند

نذر كردم كه نریزد پَرِ تو

دست گردان نشود معجرِ تو

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  شهر کوفه، 
[ چهارشنبه 8 آذر 1391 ] [ 08:18 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

هجوم ناگهان و وای زینب!

به سمت كاروان و وای زینب!

تن آقا بدون غسل و دفن و

بدون سایه بان و وای زینب!

شنیده شد صدای مادری كه

نشسته قد كمان و وای زینب!

رسیده بر سر گودال اما

خمیده ناتوان و وای زینب!

دوباره دست هایی را كه بستند

دوباره ریسمان و وای زینب!

دوباره كربلا غوغا و غوغا

دوباره سایه بان و وای زینب!

شب و صحرا و آتش، طفل و معجر

امان و الآمان و وای زینب!

دوباره گمشده در بین صحرا

دوتا از كودكان و وای زینب!

نمانده روی گوشی گوشواره

به لب ها نیمه جان و وای زینب!

برای دخترك های هراسان

نباشد پاسبان و وای زینب!

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: عصر عاشورا،  حضرت زینب(س)، 
[ شنبه 4 آذر 1391 ] [ 02:46 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

داری عقیله خواهر من گریه می کنی

آیینهٔ برابر من گریه می کنی

از لا به لای خیمه دلم تا مدینه رفت

خیلی شبیه مادر من گریه می کنی

دل شوره می چکد ز نگاه سه ساله ام

وقتی کنار دختر من گریه می کنی

من از برای معجر تو گریه می کنم

تو از برای حنجر من گریه می کنی

امشب برای ماندن من نذر می کنی

فردا برای پیکر من گریه می کنی

امشب نشسته ای و مرا باد می زنی

فردا به جسم بی سر من گریه می کنی

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-وداع،  حضرت زینب(س)،  شب عاشورا، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 08:46 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

بمان که روشنی دیده ی ترم باشی

شبیه آیینه ای در برابرم باشی

هوای خیمه ی من بی نگاه تو سرد است

بمان که مایه ی دل گرمی حرم باشی

چه شد که از ته گودال سر در آوردی

تو زینت سر دوش پیمبرم باشی

در این شلوغی گودال تنگ، قول بده

کمی مراقب پهلوی مادرم باشی

تو در بلندترین نیزه منزلت کردی

به این بهانه مگر سایه ی سرم باشی

جواب خنده ی دشمن به خواهرت با کیست؟

مگر تو قول ندادی برادرم باشی

تو آفتابی و بالای نیزه هم که شده

بمان که روشنی دیده ی ترم باشی

 علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: شب عاشورا،  حضرت زینب(س)،  امام حسین(ع)-وداع، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 08:44 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

به روی دل، غم و داغ تو را گذاشته ام

به روی شانه ی خود كربلا گذاشته ام

برای آنكه مرا غُصه ی تو پیر كند

به روی كُلِّ جوانیم پا گذاشته ام

برای آنكه بگویم هنوز فكر توام

ببین كه پیرهنت را كجا گذاشته ام

شكسته تر شده این دل، دل بدون حسین

شكسته تر شده هر چه دوا گذاشته ام

اگر بناست ببینی مرا بیا گودال

که خویش را لب گودال جا گذاشته ام

هنوز خون گلوی تو رنگ موی من است

گمان مبر كه به مویم حنا گذاشته ام

نشد اگر چه تنت را كفن كنم اما

هنوز هم كفنت را سوا گذاشته ام

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)، 
[ چهارشنبه 17 خرداد 1391 ] [ 02:30 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

خنده بر پاره گریبانیمان می کردند

خنده بر بی سر و سامانیمان می کردند

پشت دروازه ی ساعات معطل بودیم

خوب آماده ی مهمانیمان می کردند

از سر کوچه ی بی عاطفه تا ویرانه

سنگ را راهی پیشانیمان می کردند

هر چه ما آیه و قرآن و دعا می خواندیم

بیشتر شک به مسلمانیمان می کردند

شرم دارم که بگویم به چه شکلی ما را

وارد بزم طرب خوانیمان می کردند

بدترین خاطره آن بود که در آن مدت

مردم روم نگهبانیمان می کردند

هیچ جا امن تر از نیزه ی عباس نبود

تا نظر بر دل حیرانیمان می کردند

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  شهر شام، 
[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 11:49 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

ای آن که شکستی کمر فاصله ها را

بگذاشته ای پشت سرت مرحله ها را

از برکت چشمان مسلمان تو داریم

سوگند به سجاده ی تو نافله ها را

ای آن که کشیده است بیابان به بیابان

ردّ قدمت زحمت این آبله ها را

بگذار به جای تو در این قافله باشم

شاید بتوانم بکشم سلسله ها را

یک لرزه بیانداز بر این معجر سبزت

تا این که ببینم گذر زلزله ها را

غیر از تو کسی همّت این گونه ندارد

پایان برساند همه ی غائله ها را

آن روز که پابوس حریم تو بیائیم

احرام ببندیم تن قافله ها را

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)، 
[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 05:03 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

تو نوری و خورشید هم خاکستر توست

پرواز صد جبریل در بال و پر توست

این آیه های مریم در حال تنزیل

یا آبشار رشته های معجر توست

تا ردّ پای سجده هایت را گرفتم

دیدم تو نوریّ و خدا در باور توست

فریادهای زخمی دیروز گودال

امروز روی شانه های حنجر توست

می خواستی زیبا ببینی کربلا را

یعنی حسین بن علی هم بی سر توست

با محمل عریان تو را سنخیّتی نیست

تو زینبی، پرده نشینی بهتر توست

مردم نمی بینند حتی سایه ات را

هجده سر نیزه نشین دور و بر توست

مجموعه ی دردی، گلستانِ کبودی

رنگین کمانی، مدّعایم پیکر نوست

فردا که پا در عرصه ی حق می گذاری

معلوم می گردد قیامت محشر توست

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)، 
[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 05:02 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

یک روح واحدند، ولی از بدن، جدا

در اتحاد نیست "تو" از "او" و "من" جدا

این دو، دو نیستند، تجلی وحدتند

پس باطناً یک اند ولی ظاهراً جدا

جسمش کنار خیمه و روحش کنار عرش

این گونه هیچ کس نشد از خویشتن جدا

می برد با خودش همه اهل بیت را

پس داشت می شد از همه پنج تن، جدا

حال غریب بهتر ازین که نمی شود

این است آخر عاقبت از وطن جدا

از نیزه ها بپرس چرا هر چه می کشید

اصلاً نمی شد از بدنش پیرهن جدا

در غارتش کسی به کسی پا نمی دهد

یا می شود لباس جدا، یا بدن جدا

افتاده است گوشه ی گودال سر جدا

افتاده است گوشه ی گودال تن جدا

این کشته هم حسین هم انگار زینب است

این دو، دو نیستند، ولو ظاهراً جدا

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-وداع،  حضرت زینب(س)، 
[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 04:42 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

تو فقط دست به زانو مزن و گریه مکن

گیرم ای شاه کسی نیست...خودم نوکر تو

لحظه ای فکر کنی پیر شدم، مدیونی

در سرم هست همان شوق علی اکبر تو

من خودم یک تنه از کرببلا می برمت

چه کسی گفته که پاشیده شده لشگر تو

تو برایم نگرانی چه می آید سر من

من برایت نگرانم چه می آید سر تو

همه را بدرقه کردی و به میدان بردی

می روی، هیچ کسی نیست به دور و بر تو

بده پیراهن خود را که خودم پاره کنم

نمی ارزد سر این کهنه شده... پیکر تو...

وای از معجر من، معجر من، معجر من

وای از حنجر تو، حنجر تو، حنجر تو

**

سعی ام این است ببینم بدنت را، اما

چه کنم! شمر نشسته جلوی خواهر تو

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  امام حسین(ع)-وداع، 
[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 04:42 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

باطن ترین من، نه خداحافظی مکن

هر چند ظاهراً، نه خداحافظی مکن

من نیمه توام جلویت ایستاده ام

با نیمِ خویشتن، نه خدا حافظی مکن

یک اهل بیت را ته گودال می بری

ای خُمس پنج تن، نه خداحافظی مکن

اصلاً بدون من سفری رفته ای بگو

حالا بدون من؟ نه خداحافظی مکن

پس حرف می‌زنی که خداحافظی کنی

این گونه نه نزن، نه خداحافظی مکن

شاید کسی نبرد خدا را چه دیدی

با کهنه پیرهن، نه خداحافظی مکن

این سمت عزیز، محترم، با کفن، ولی

آن سمت بی کفن، نه خداحافظی مکن

بعد از تو چند مرد به دنبال چند زن

بعد از تو چند زن! نه خداحافظی مکن

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-وداع،  حضرت زینب(س)، 
[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 04:34 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

گمان نمی كنم این روح پیكرم باشد

تنی كه مثله شده در برابرم باشد

بدن بدن كیست این چنین شده است؟

اگر خدای نكرده برادرم باشد ...!

فدای خواهر مظلومه ای كه نالان گفت

كنار كشته ی گودال مو پریشان گفت

گمان نمی كنم این زیر نیزه افتاده

حسین فاطمه یعنی برادرم باشد

تو را خدا بگذارید بوسه اش بزنم

كه قول می دهم این بار بار آخرم باشد

كفن كه نیست عبا نیست، بوریا هم نیست؟

بد است بی كفن این مرد محترم باشد

برای آن كه روی پیكرش بیندازم

نمی شود بگذارید معجرم باشد؟!

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-قتلگاه،  حضرت زینب(س)، 
[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 04:30 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

ته گودال پیکری مانده؟

که بگوییم برادری مانده؟

گفت بهتر که از جلو نبرید

بی گمان راه بهتری مانده

چقدر نامرتبت کردند

پیکری نیست پیکری مانده

چقدر غارت تو طول کشید

یک نفر رفته دیگری مانده

تازه این سهم تا کوفه است

از تن تو اگر سری مانده

گر چه بیرون کشیدم از بدنت

ولی این تیر آخری مانده

جا که تنگ است خب نزن پرپر

 اصلاً از بال تو پری مانده

فرضم این است پیرهن داری

با همین فرض! معجری مانده

نه عقیق برادری... حتی

نه طلاهای خواهری مانده

همه رفتند ساربان هم رفت

 ته گودال مادری مانده

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-قتلگاه،  حضرت زینب(س)، 
[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 04:28 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

بلند مرتبه شاهی و پیکرت افتاد

همین که پیکرت افتاد خواهرت افتاد

تو نیزه خوردی و یک مرتبه زمین خوردی

هزار مرتبه زینب، برابرت افتاد

همین که از طرف جمعیت دو تا چکمه

رسید اول گودال، مادرت افتاد

تو را به خاطر دِرهم چه دَرهمت کردند

چنان که شرح تن تو به آخرت افتاد

ولی به جان خودت خواهرت مقصر نیست

در آن شلوغی اگر بارها سرت افتاد

خبر رسید که انگشتر تو را بردند

میان راه، النگوی دخترت افتاد

کنار خیمه رسیده است لشگر کوفه

و خواهر توبه یاد برادرت افتاد

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-قتلگاه،  حضرت زینب(س)، 
[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 04:27 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

تو زیر پا رفتی ولی بیچاره زینب

از این به بعد و بعد از این آواره زینب

باید خودت یاری کنی ور نه محال است

بوسه بگیرد از گلوی پاره زینب

×××

خون گلویت را کسی تا آسمان برد

پیراهن و عمامه ات را این و آن برد

آیا نگفتم در بیاور خاتمت را

راضی شدی انگشترت را ساربان برد

×××

گفتند که پیراهنت را می کشیدند

تصویر غارت کردنت را می کشیدند

نه اینکه نیزه بر تنت می ریخت دشمن

بلکه به نیزه ها تنت را می کشیدند

×××

رفتی و دستم بر ضریح دامنی بود

رفتی ز دستم رفتنت چه رفتنی بود؟

تا آن زمانی که به یادم هست داداش

وقتی که می رفتی تنت پیراهنی بود

×××

رفتی که اشک خواهرت را در بیاری

بغض گلوی دخترت را در بیاری

آیا نمی شد ای سلیمان زمانه

قبل از سفر انگشترت را در بیاری؟

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-قتلگاه،  حضرت زینب(س)، 
[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 04:17 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

روشنگر است ناله پشت شرارها

چون آفتاب در همه ی روزگارها

روشن تر است از همه روزها شبش

شب دیدنی ست جلوه شب زنده دارها

خاك رهش بلند که شد "تربت" ش کنید

فرقی نمی کنند تراب نگارها

این است معجزش که دمی معجزه نکرد

از هیچ خلق سر نزد این گونه کارها

این شانه را به هیچ نبی ای نداده اند

که بارها بلند شود زیر بارها

یک ذره از تلألؤ خورشید کم نشد

ذره کجا و جلوه پروردگارها؟!

این دشت با ارادهٔ زینب اداره شد

در دست جبر اوست همه اختیارها

زینب سواره است، اگر چه پیاده است

این ها پیاده اند، همین ها، سوارها

وا کرده است فکر کنم بال خویش را

بیهوده نیست این همه گرد و غبارها

آهش تمام لشگریان را مچاله کرد

از او گرفته اند نسب ذوالفقارها

گیسو اگر شتاب کند گیر می کند

یعنی به نفع نیست همیشه فرارها

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  حضرت زینب(س)، 
[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 03:45 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

لب های تو مگر چقدر سنگ خورده است

قاری من چقدر صدایت عوض شده

تشریف تو به دست همه سنگ داده است

اوضاع شهر کوفه برایت عوض شده

تو آن حسین لحظه ی گودال نیستی

بالای نیزه حال و هوایت عوض شده

وقتی ز رو به رو به سرت می کنم نگاه

احساس می کنم که نمایت عوض شده

جا باز کرده حنجره ات روی نیزه ها

در روز چند مرتبه جایت عوض شده

طرز نشستن مژه هایت به روی چشم

ای نور چشم من به فدایت عوض شده

ما بعد از این سپاه تو هستیم "یا حسین"

جنگی دگر شده شهدایت عوض شده

تو باز هم پیمبر در حال خدمتی

با فرق این که شکل هدایت عوض شده

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  شهر کوفه، 
[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 03:43 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ

استاد علی اکبر لطیفیان از شعرای آیینی سرای معاصر هستند که عموم اشعارشان در مجالس اهل بیت(ع) استفاده می گردد. شعر ایشان در عین زیبایی و اتقان، به دور از تکلفات و پیچیدگی های زبانی و آرایه ای ست. ایشان با تکیه بر مطالعات فراوان دینی، شعری دارند سرشار از معارف و نکات ارزنده. در فضای مرثیه نیز روان می گویند و بیشتر تکیه بر زوایای نو دارند. شعر ایشان را می توان حرکتی به سمت سبک جدید شعر هندی نامید. چرا که مملو از نگاه های نو و مضمون پردازی های زیباست.
این پایگاه در نظر دارد که تمامی آثار استاد علی اکبر لطیفیان را در قالب موضوعی گردآوری نماید.
تذکر:
- این پایگاه به صورت خود جوش و مردمی اداره می شود.
موضوعات اشعار
نظر سنجی
نظرتان درباره ایجاد پایگاهی جامع و مختص اشعار اقای لطیفیان چیست؟



کتاب های شعر استاد لطیفیان
مصاحبه های استاد لطیفیان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان
ایران رمان