اشک لطیف
پایگاه جامع آثار استاد علی اکبر لطیفیان
قالب وبلاگ

از حرم رفت و روز من شب شد

گریه كردن نصیب زینب شد

آنقدر نیزه رفت و آمد كرد

بدن شاه نامرتب شد

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-قتلگاه، 
[ شنبه 4 آذر 1391 ] [ 01:05 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

قبول كن كه شبیه حصیر افتادی

قبول كن ته گودال گیر افتادی

مخواه تا كه سر من به گریه بند شود

بگو چكار كنم از تنت بلند شود

بگو چه كار كنم آب را صدا نزنی

بگو چه كار كنم تا كه دست و پا نزنی

بگو چه كار كنم از تو دست بر دارند

برای پیكر تو یك لباس بگذارند

میان گریه ی من این سنان چه می خندد

دهان باز تو را نیزه دار می بندد

آهای شمر عبا را كسی ربود برو

بیا النگوی من را بگیر و زود برو

برای غارت پیراهنت بمیرم من

چرا لباس ندارد تنت بمیرم من

قرار نبود بیفتی و من نگاه كنم

و یا كه گریه به كوپال ذوالجناح كنم

مگر نبود مسلمان كه این چنین زده اند

بلند مرتبه شاهِ مرا زمین زده اند

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مراثی شهادت،  امام حسین(ع)-قتلگاه، 
[ چهارشنبه 24 آبان 1391 ] [ 07:20 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

مصحف ما، چه به هم ریختنت!!! وای عمو

چقَدَر تیر نشسته به تنت وای عمو

همۀ رختِ تو غارت نشده پاره شده

بسكه یكپارچه با پا زدنت وای عمو

آمدم تا كه اجازه بدهی و یك یك

نیزه ها را بكشم از بدنت وای عمو

جان نداده همه بالای سرت جمع شدند

چه شلوغ است سرِ پیرُهَنَت وای عمو

آنقدر نیزه زیاد است نمیدانم كه

بكشم از بدنت یا دهنت؟ وای عمو

 علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: عبدالله بن الحسن(ع)،  امام حسین(ع)-قتلگاه، 
[ دوشنبه 22 آبان 1391 ] [ 10:43 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

نزدیک مغرب است خدایا چه می شود؟

کشتی شکست خورده دریا چه می شود؟

از لاله های خون جراحات زخم عشق

مقتل ز عمق فاجعه دریاچه می شود

با چکمه های بند نبسته رسیده شمر

با زخم های سینه بابا چه می شود

قاتل ز بس برید از نفس فتاد

ای سر بریده بعد تو با ما چه می شود

نزدیک مغرب است چه باد مخالفی

نزدیک مغرب است ندا داد هاتفی

ای کشته فتاده به صحرا حسین من

ای میوه رسیده زهرا حسین من

آن کهنه پیرهن که خودم بافتم چه شد

ای بانی قیامت کبرا حسین من

یادش به خیر شانه زدن های موی تو

ای صاحب شفاعت عظما حسین من

چشمت زدند عاقبت این هرزه چشم ها

قربانی حسادت دنیا حسین من

مغرب شد و گذشت  و حالا شب آمده

بعد از تمام حادثه ها زینب آمده

زینب رسید و خاطره ها را مرور کرد

از بین نیزه های شکسته عبور کرد

آهی کشید و گفت «أأنت اخی» حسین

این جا گریز روضه ی ما جفت و جور کرد

بشنید یا «اخی اِلیَ» صبور باش

دل را به امر حنجر پاره صبور کرد

در آخرین دقایق گودال قتلگاه

هر نیزه ای به گونه ای عرض حضور کرد

قلب ز شعله دل خورش آتش گرفته است

ناگاه دید چادرش آتش گرفته است

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مراثی شهادت،  امام حسین(ع)-قتلگاه،  عصر عاشورا، 
[ شنبه 20 آبان 1391 ] [ 11:52 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

هزار بار تنت جا به جا شد و دیدم

سرت جدا شد و رَختَت جدا شد و دیدم

لبت كه تشنه شد و خشك شد به هم چسبید

به زورِ نیزه دهان تو وا شد و دیدم

حسین جان گره معجر مرا شل کرد

همین که پیرهنت نخ نما شد و دیدم

سر تو نیزه و شمشیر ها گره خوردند

شلوغ بود و صدا در صدا شد و دیدم

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-قتلگاه، 
[ شنبه 20 آبان 1391 ] [ 10:27 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

کاش آن شب همه جا شب می شد

خاک گودال مودب می شد

داشت از خون گلوی آقا

لب گودال لبالب می شد

بی پر وب ال و بدون سر هم

داشت جبریل مقرب می شد

کاش در نیمه شبِ دفنِ حسین

بوریا چادر زینب می شد

یا که افلاک ز هم می پاشید

یا تن شاه مرتب می شد

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-قتلگاه، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 09:00 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

كمتر بر این غریب بدون كفن بزن

این ضربه ی دوازدهم را به من بزن

هر آنچه داشت رفت دگر جستجو نكن

این قدر این شهید مرا زیر و رو نكن

قبول كن كه شبیه حصیر افتادی

قبول كن ته گودال گیر افتادی

مخواه تا كه سر من به گریه بند شود

بگو چه كار كنم از تنت بلند شود

بگو چه كار كنم آب را صدا نزنی

بگو چه كار كنم تا كه دست و پا نزنی

بگو چكار كنم از تو دست بردارند

برای پیكر تو یك لباس بگذارند

بگو چكار كنم بیش از این تكان نخوری

بگو چه كار كنم از سنان، سنان نخوری

بگو چكار كنم من؟ بگو چكار كنم؟

كنار شمر بمانم و یا فرار كنم؟

میان گریه ی من این سنان چه می خندد

دهان باز تو را نیزه دار می بندد

آهای شمر عبا را كسی ربود برو

بیا النگوی من را بگیر و زود برو

برای غارت پیراهنت بمیرم من

چرا لباس ندارد تنت بمیرم من

قرار نبود بیفتی و من نگاه كنم

و یا كه گریه به كوپال ذوالجناح كنم

مگر نبود مسلمان كه این چنین زده اند

بلند مرتبه شاهِ مرا زمین زده اند

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-قتلگاه، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 08:57 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

خوردی امروز نیزه فردا نَعل

نیزه هم چاره دارد اما نعل...

یك، دو، سه، چهار ... ده تا اسب

روی هم می شود چهل تا نعل

هر كسی می رسد از تو می گذرد

شمر با پا و اسب ها با نعل

پشت و روی تو را یكی كردند

چقدر جلوه دارد این جا نعل

چون لباست به روی چادر من

هر كسی پا گذاشت حتی نعل

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-قتلگاه، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 08:55 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

تیر از بس كه خورده بود حسین

بر تنش مثل پیرهن شده بود

نیزه هاشان تمام شد كم كم

موقع سنگ ریختن شده بود

نفسش بین راه بر می گشت

موقع دست و پا زدن شده بود

هرچه كردند رو به قبله نشد

یعنی آن قدر پاره تن شده بود

زیر انداز خانه های دهات

كفن شاه بی كفن شده بود

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-قتلگاه، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 08:49 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

گمان نمی كنم این روح پیكرم باشد

تنی كه مثله شده در برابرم باشد

بدن بدن كیست این چنین شده است؟

اگر خدای نكرده برادرم باشد ...!

فدای خواهر مظلومه ای كه نالان گفت

كنار كشته ی گودال مو پریشان گفت

گمان نمی كنم این زیر نیزه افتاده

حسین فاطمه یعنی برادرم باشد

تو را خدا بگذارید بوسه اش بزنم

كه قول می دهم این بار بار آخرم باشد

كفن كه نیست عبا نیست، بوریا هم نیست؟

بد است بی كفن این مرد محترم باشد

برای آن كه روی پیكرش بیندازم

نمی شود بگذارید معجرم باشد؟!

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-قتلگاه،  حضرت زینب(س)، 
[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 04:30 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

ته گودال پیکری مانده؟

که بگوییم برادری مانده؟

گفت بهتر که از جلو نبرید

بی گمان راه بهتری مانده

چقدر نامرتبت کردند

پیکری نیست پیکری مانده

چقدر غارت تو طول کشید

یک نفر رفته دیگری مانده

تازه این سهم تا کوفه است

از تن تو اگر سری مانده

گر چه بیرون کشیدم از بدنت

ولی این تیر آخری مانده

جا که تنگ است خب نزن پرپر

 اصلاً از بال تو پری مانده

فرضم این است پیرهن داری

با همین فرض! معجری مانده

نه عقیق برادری... حتی

نه طلاهای خواهری مانده

همه رفتند ساربان هم رفت

 ته گودال مادری مانده

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-قتلگاه،  حضرت زینب(س)، 
[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 04:28 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

بلند مرتبه شاهی و پیکرت افتاد

همین که پیکرت افتاد خواهرت افتاد

تو نیزه خوردی و یک مرتبه زمین خوردی

هزار مرتبه زینب، برابرت افتاد

همین که از طرف جمعیت دو تا چکمه

رسید اول گودال، مادرت افتاد

تو را به خاطر دِرهم چه دَرهمت کردند

چنان که شرح تن تو به آخرت افتاد

ولی به جان خودت خواهرت مقصر نیست

در آن شلوغی اگر بارها سرت افتاد

خبر رسید که انگشتر تو را بردند

میان راه، النگوی دخترت افتاد

کنار خیمه رسیده است لشگر کوفه

و خواهر توبه یاد برادرت افتاد

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-قتلگاه،  حضرت زینب(س)، 
[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 04:27 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

تو زیر پا رفتی ولی بیچاره زینب

از این به بعد و بعد از این آواره زینب

باید خودت یاری کنی ور نه محال است

بوسه بگیرد از گلوی پاره زینب

×××

خون گلویت را کسی تا آسمان برد

پیراهن و عمامه ات را این و آن برد

آیا نگفتم در بیاور خاتمت را

راضی شدی انگشترت را ساربان برد

×××

گفتند که پیراهنت را می کشیدند

تصویر غارت کردنت را می کشیدند

نه اینکه نیزه بر تنت می ریخت دشمن

بلکه به نیزه ها تنت را می کشیدند

×××

رفتی و دستم بر ضریح دامنی بود

رفتی ز دستم رفتنت چه رفتنی بود؟

تا آن زمانی که به یادم هست داداش

وقتی که می رفتی تنت پیراهنی بود

×××

رفتی که اشک خواهرت را در بیاری

بغض گلوی دخترت را در بیاری

آیا نمی شد ای سلیمان زمانه

قبل از سفر انگشترت را در بیاری؟

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-قتلگاه،  حضرت زینب(س)، 
[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 04:17 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

استاد علی اکبر لطیفیان از شعرای آیینی سرای معاصر هستند که عموم اشعارشان در مجالس اهل بیت(ع) استفاده می گردد. شعر ایشان در عین زیبایی و اتقان، به دور از تکلفات و پیچیدگی های زبانی و آرایه ای ست. ایشان با تکیه بر مطالعات فراوان دینی، شعری دارند سرشار از معارف و نکات ارزنده. در فضای مرثیه نیز روان می گویند و بیشتر تکیه بر زوایای نو دارند. شعر ایشان را می توان حرکتی به سمت سبک جدید شعر هندی نامید. چرا که مملو از نگاه های نو و مضمون پردازی های زیباست.
این پایگاه در نظر دارد که تمامی آثار استاد علی اکبر لطیفیان را در قالب موضوعی گردآوری نماید.
تذکر:
- این پایگاه به صورت خود جوش و مردمی اداره می شود.
موضوعات اشعار
نظر سنجی
نظرتان درباره ایجاد پایگاهی جامع و مختص اشعار اقای لطیفیان چیست؟



کتاب های شعر استاد لطیفیان
مصاحبه های استاد لطیفیان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان
ایران رمان
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو