تبلیغات
اشک لطیف

اشک لطیف
پایگاه جامع آثار استاد علی اکبر لطیفیان
قالب وبلاگ

 خنده بر پاره گریبانی مان می کردند

 خنده بر بی سر و سامانی مان می کردند

 پشت دروازه ی ساعات معطل بودیم

 خوب آماده ی مهمانی مان می کردند

 از سر کوچه ی بی عاطفه تا ویرانه

 سنگ را راهی پیشانی مان می کردند

 هر چه ما آیه و قرآن و دعا می خواندیم

 بیشتر شک به مسلمانی مان می کردند

 شرم دارم که بگویم به چه شکلی آن جا

 وارد بزم طرب خوانی مان می کردند

 بدترین خاطره آن بود که در آن مدت

 مردم روم نگهبانی مان می کردند

 هیچ جا امن تر از نیزه ی عباس نبود

 تا نظر بر دل حیرانی مان می کردند

 علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  شهر شام، 
[ پنجشنبه 23 آذر 1391 ] [ 03:35 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

وقت اذان ماذنه ها می شود کَرید!

وقت نماز فکر خدایان دیگرید!

نزدیک شصت سال پر از کینه می شود

در انتقام غزوه بدر پیمبرید

چل سال حرف بد به وصی خدا زدید

چل سال زشت می گذرد روی منبرید

سرهای روی نیزه بدون تعادل اند

بر پشت بام خانه چرا سنگ می برید؟

دیگر برای قافله چیزی نمانده است

اما شما هنوز به دنبال معجرید

با دست های سنگی این پشت بام از

دروازه تا خرابه به دنبال این سرید

ای چشم های خیره خجالت نمی کشید؟

از این که روبروی نوامیس حیدرید

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  شهر کوفه،  شهر شام، 
[ دوشنبه 20 آذر 1391 ] [ 04:54 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

اسیر كوچه شدن ارزش تو را دارد

سرت كه هست اسیریِ این چنینی هست

من از كنار بزرگان نمی روم هرگز

تو هر كجا بروی باز همنشینی هست

اگر چه سنگ مزاحم شده ست اما جا

برای آن كه به دامانِ من نشینی هست

بیا نشان مده خود را كه سنگ این مردم

درست می خورد آن جا كه مه جبینی هست

دوباره دور و بر محملم شلوغ شده

از این قبیل مكافات تا ببینی هست

اگر حریم تو بی معجرند اما شُكر

در این شلوغی بازار آستینی هست

یكی مقابل نجمه یكی مقابل من

كنار هر سری این جا دلِ غمینی هست

چه دیده است مگر مادرم كه از امشب

مدام پشت سرت ناله ی حزینی هست

تو و تنور ، تنور و صدای یك مادر

میان مادر و فرزند بوسه چینی هست

ز راه مانده چهل منزل خراب شده

خدا به خیر نماید چه اربعینی هست

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  شهر کوفه،  شهر شام، 
[ چهارشنبه 8 آذر 1391 ] [ 09:29 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

خنده بر پاره گریبانیمان می کردند

خنده بر بی سر و سامانیمان می کردند

پشت دروازه ی ساعات معطل بودیم

خوب آماده ی مهمانیمان می کردند

از سر کوچه ی بی عاطفه تا ویرانه

سنگ را راهی پیشانیمان می کردند

هر چه ما آیه و قرآن و دعا می خواندیم

بیشتر شک به مسلمانیمان می کردند

شرم دارم که بگویم به چه شکلی ما را

وارد بزم طرب خوانیمان می کردند

بدترین خاطره آن بود که در آن مدت

مردم روم نگهبانیمان می کردند

هیچ جا امن تر از نیزه ی عباس نبود

تا نظر بر دل حیرانیمان می کردند

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  شهر شام، 
[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 11:49 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

عیسی شدی که این همه بالا ببینمت

بالای دست مردم دنیا ببینمت

بعد از گذشت چند شب از روز رفتنت

راضی نمی شود دلم الا ببینمت

اما چه فایده؟ خودت اصلاً بگو حسین

وقتی نمی شناسمت آیا ببینمت؟!

امروز که شلوغی مردم امان نداد

کاری کن ای عزیز که فردا ببینمت

شب ها چه دیر می گذرد ای حسین من!

ای کاش زود صبح شود تا ببینمت

حالا هلال تو سر نیزه طلوع کرد

تا ما "رایت، الا جمیلا" ببینمت

گفتی سر تو را ته خورجین گذاشتند

چه خوب شد نبوده ام آن جا ببینمت

تو سنگ می خوری و سرت پرت می شود

انصاف نیست بین گذرها ببینمت

فعلا مپرس طرز ورود مرا به شهر

بگذار گوشه ای تک و تنها ببینمت

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  شهر کوفه،  شهر شام، 
[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 03:39 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

باورت می شد ببینی خواهرت را یک زمان

دست بسته، مو پریشان، مو کنان، مویه کُنان

باورت می شد ببینی دختر خورشید را

کوچه کوچه در کنار سایه ی نامحرمان

نه لبی مانده برای تو نه جای سالمی

من که گفتم این همه بالای نی قرآن نخوان

چه عجب! طشتی برای این سرت آورده اند

ای سر منزل به منزل ای سر یحیی نشان

تا همین که چشم تو افتاده بر چشمان ما

چشم ما افتاده بر لب های زیر خیزران

ای تمامی غرور من فدای غیرتت

لطف کن این مرد شامی را از این مجلس بران

این قدر قرآن مخوان این چوب ها نامحرمند

شب بیا ویرانه هر چه خواستی قرآن بخوان

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  شهر شام، 
[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 03:35 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

استاد علی اکبر لطیفیان از شعرای آیینی سرای معاصر هستند که عموم اشعارشان در مجالس اهل بیت(ع) استفاده می گردد. شعر ایشان در عین زیبایی و اتقان، به دور از تکلفات و پیچیدگی های زبانی و آرایه ای ست. ایشان با تکیه بر مطالعات فراوان دینی، شعری دارند سرشار از معارف و نکات ارزنده. در فضای مرثیه نیز روان می گویند و بیشتر تکیه بر زوایای نو دارند. شعر ایشان را می توان حرکتی به سمت سبک جدید شعر هندی نامید. چرا که مملو از نگاه های نو و مضمون پردازی های زیباست.
این پایگاه در نظر دارد که تمامی آثار استاد علی اکبر لطیفیان را در قالب موضوعی گردآوری نماید.
تذکر:
- این پایگاه به صورت خود جوش و مردمی اداره می شود.
موضوعات اشعار
نظر سنجی
نظرتان درباره ایجاد پایگاهی جامع و مختص اشعار اقای لطیفیان چیست؟



کتاب های شعر استاد لطیفیان
مصاحبه های استاد لطیفیان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان
ایران رمان