اشک لطیف
پایگاه جامع آثار استاد علی اکبر لطیفیان
قالب وبلاگ

وقت اذان ماذنه ها می شود کَرید!

وقت نماز فکر خدایان دیگرید!

نزدیک شصت سال پر از کینه می شود

در انتقام غزوه بدر پیمبرید

چل سال حرف بد به وصی خدا زدید

چل سال زشت می گذرد روی منبرید

سرهای روی نیزه بدون تعادل اند

بر پشت بام خانه چرا سنگ می برید؟

دیگر برای قافله چیزی نمانده است

اما شما هنوز به دنبال معجرید

با دست های سنگی این پشت بام از

دروازه تا خرابه به دنبال این سرید

ای چشم های خیره خجالت نمی کشید؟

از این که روبروی نوامیس حیدرید

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  شهر کوفه،  شهر شام، 
[ دوشنبه 20 آذر 1391 ] [ 04:54 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

تازه رسیده از سفر کربلا سرت

 بین تن تو فاصله افتاده تا سرت

با پهلوی شکسته و با صورت کبود

 کنج تنور کوفه کشانده مرا سرت

 پیشانی ات شکسته و موهات کم شده

 خاکستر تنور چه کرده است با سرت؟

 وقتی که هست دامن من نذر بچّه هام

 در گوشه ی تنور بیفتد چرا سرت؟

 رگ های گردنت چقدر نا مرتّب است

 ای جان من چگونه مگر شد جدا سرت؟

 این جای سنگ نیست، گمان می کنم حسین

 افتاده است زیر سم اسب ها سرت

 باید کمی گلاب بیارم بشویمت

 خاکی شده است از ستم بی حیا سرت

 چشمان تو همیشه به دنبال زینب است

 تا اربعین اگر برود هر کجا سرت

 علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مراثی شهادت،  حضرت زینب(س)،  شهر کوفه، 
[ جمعه 10 آذر 1391 ] [ 08:31 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

اسیر كوچه شدن ارزش تو را دارد

سرت كه هست اسیریِ این چنینی هست

من از كنار بزرگان نمی روم هرگز

تو هر كجا بروی باز همنشینی هست

اگر چه سنگ مزاحم شده ست اما جا

برای آن كه به دامانِ من نشینی هست

بیا نشان مده خود را كه سنگ این مردم

درست می خورد آن جا كه مه جبینی هست

دوباره دور و بر محملم شلوغ شده

از این قبیل مكافات تا ببینی هست

اگر حریم تو بی معجرند اما شُكر

در این شلوغی بازار آستینی هست

یكی مقابل نجمه یكی مقابل من

كنار هر سری این جا دلِ غمینی هست

چه دیده است مگر مادرم كه از امشب

مدام پشت سرت ناله ی حزینی هست

تو و تنور ، تنور و صدای یك مادر

میان مادر و فرزند بوسه چینی هست

ز راه مانده چهل منزل خراب شده

خدا به خیر نماید چه اربعینی هست

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  شهر کوفه،  شهر شام، 
[ چهارشنبه 8 آذر 1391 ] [ 09:29 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

آورده ام در شهرتان خاكسترم را

آیات باقیمانده ی بال و پرم را

آورده ام ای كوچه های نا مسلمان!

مؤمن ترین فریادهای حنجرم را

دیشب مراعات حسینم را نكردید

در كوفه وا كردید پای مادرم را

من آیه هایی در حجاب نور هستم

خالی كنید ای چشم ها دور و برم را

نذر سر این كعبه ی بالای نیزه

در شهرتان خیرات كردم زیورم را

من یك نفر در دو تنم، اما دو روز است

از دست دادم نیمه ای از پیكرم را

یك نیمه ام را روی دست نیزه بردید

در محمل بی پرده نیم دیگرم را

اما به توحید نگاهم روی نیزه

زیباتر از هر روز دیدم دلبرم را

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  شهر کوفه، 
[ چهارشنبه 8 آذر 1391 ] [ 09:15 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

کسی نداد جواب سلام هایش را

 به احترام نبردند نام هایش را

 تمام مردم نامرد خویش را کوفه

 به کوچه ریخته حتی غلام هایش را

 مسیر تنگ، مکافات رد شدن دارد

 خدا به خیر کند ازدحام هایش را

 ز کوچه رد شد و گیرم کسی نگاه نکرد

 ولی چه کار کند پشت بام هایش را

 یکی ست نیزه نشین و یکی ست ناقه نشین!

 ببین چگونه می آرند امام هایش را؟

 به این سه ساله بچسبد، سکینه می افتد

 مراقبت کند آخر کدام هایش را؟!

 علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  شهر کوفه، 
[ چهارشنبه 8 آذر 1391 ] [ 09:08 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

نكند كوفه تو را پیر كند

زیرِ پا چادرِ تو گیر كند

نكند خنده به غم هات كنند

سرِ بازار تماشات كنند

نذر كردم كه نریزد پَرِ تو

دست گردان نشود معجرِ تو

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  شهر کوفه، 
[ چهارشنبه 8 آذر 1391 ] [ 08:18 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

لب های تو مگر چقدر سنگ خورده است

قاری من چقدر صدایت عوض شده

تشریف تو به دست همه سنگ داده است

اوضاع شهر کوفه برایت عوض شده

تو آن حسین لحظه ی گودال نیستی

بالای نیزه حال و هوایت عوض شده

وقتی ز رو به رو به سرت می کنم نگاه

احساس می کنم که نمایت عوض شده

جا باز کرده حنجره ات روی نیزه ها

در روز چند مرتبه جایت عوض شده

طرز نشستن مژه هایت به روی چشم

ای نور چشم من به فدایت عوض شده

ما بعد از این سپاه تو هستیم "یا حسین"

جنگی دگر شده شهدایت عوض شده

تو باز هم پیمبر در حال خدمتی

با فرق این که شکل هدایت عوض شده

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  شهر کوفه، 
[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 03:43 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

عیسی شدی که این همه بالا ببینمت

بالای دست مردم دنیا ببینمت

بعد از گذشت چند شب از روز رفتنت

راضی نمی شود دلم الا ببینمت

اما چه فایده؟ خودت اصلاً بگو حسین

وقتی نمی شناسمت آیا ببینمت؟!

امروز که شلوغی مردم امان نداد

کاری کن ای عزیز که فردا ببینمت

شب ها چه دیر می گذرد ای حسین من!

ای کاش زود صبح شود تا ببینمت

حالا هلال تو سر نیزه طلوع کرد

تا ما "رایت، الا جمیلا" ببینمت

گفتی سر تو را ته خورجین گذاشتند

چه خوب شد نبوده ام آن جا ببینمت

تو سنگ می خوری و سرت پرت می شود

انصاف نیست بین گذرها ببینمت

فعلا مپرس طرز ورود مرا به شهر

بگذار گوشه ای تک و تنها ببینمت

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  شهر کوفه،  شهر شام، 
[ سه شنبه 16 خرداد 1391 ] [ 03:39 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

استاد علی اکبر لطیفیان از شعرای آیینی سرای معاصر هستند که عموم اشعارشان در مجالس اهل بیت(ع) استفاده می گردد. شعر ایشان در عین زیبایی و اتقان، به دور از تکلفات و پیچیدگی های زبانی و آرایه ای ست. ایشان با تکیه بر مطالعات فراوان دینی، شعری دارند سرشار از معارف و نکات ارزنده. در فضای مرثیه نیز روان می گویند و بیشتر تکیه بر زوایای نو دارند. شعر ایشان را می توان حرکتی به سمت سبک جدید شعر هندی نامید. چرا که مملو از نگاه های نو و مضمون پردازی های زیباست.
این پایگاه در نظر دارد که تمامی آثار استاد علی اکبر لطیفیان را در قالب موضوعی گردآوری نماید.
تذکر:
- این پایگاه به صورت خود جوش و مردمی اداره می شود.
موضوعات اشعار
نظر سنجی
نظرتان درباره ایجاد پایگاهی جامع و مختص اشعار اقای لطیفیان چیست؟



کتاب های شعر استاد لطیفیان
مصاحبه های استاد لطیفیان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic