تبلیغات
اشک لطیف

اشک لطیف
پایگاه جامع آثار استاد علی اکبر لطیفیان
قالب وبلاگ

اول عشق تو «لَن» بود نمی دانستم
آخرش هم «ابَداً» بود نمی دانستم
نام عاشق همه جا بیشتر از معشوق است
همه جا صحبت من بود نمی دانستم
چشم من خیس شد، عاشق شدنم هم لو رفت
گریه بر من قَدِغن بود نمی دانستم
بعد از این نام مرا نیز فراموش کنید
عشق، بد نام شدن بود نمی دانستم
تا دم خیمه رسیدیم و ندیدیم تو را
دل ما اهل «قَرَن» بود نمی دانستم
از لب چشمه مرا تشنه برم گرداندند
تشنگی طالع من بود نمی دانستم
مرغ باغ ملکوتم به خدا حیف شدم
در دلم میل چمن بود نمی دانستم

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی،  امام زمان(عج)-مناجاتی،  اهل بیت(ع)-مناجاتی، 
[ چهارشنبه 16 اسفند 1391 ] [ 11:36 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

ذکر نزول عطا، یا حسن و یا حسین

علت لطف خدا، یا حسن و یا حسین

تا که خدایی شوم، کرب و بلایی شوم

می زنم از دل صدا، یا حسن و یا حسین

بانی اشک دو چشم، رحمت جاری حق

آبروی چشم ها، یا حسن و یا حسین

قبلهٔ حاجات ما، اوج عبادات ما

روح مناجات ما، یا حسن و یا حسین

یکی بدون حرم، یکی بدون کفن

سرم فدای شما، یا حسن و یا حسین

هر دو شهید مادر، هر دو غریب مادر

کشتهٔ یک ماجرا، یا حسن و یا حسین

حسن امامِ حسین، حسین اسیرِ حسن

هر دو به هم مبتلا، یا حسن و یا حسین

تاب و قرار زینب، ذکر فرار زینب

در وسط شعله ها، یا حسن و یا حسین

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی،  امام حسن مجتبی(ع)، 
[ یکشنبه 17 دی 1391 ] [ 12:57 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

شکر خدا دعای سحرها گرفته است

دست مرا عنایت آقا گرفته است

شکر خدا، که چشم همیشه حسینی ام

اشکی برای روز مبادا گرفته است

بال فرشته است برای تبرکش

اطراف چشم های ترم را گرفته است

این جا حسینیه است، ملائک نشسته اند

جبریل هم برای خودش جا گرفته است

این دستمال گریه ماه محرمم

امروز بوی چادر زهرا گرفته است

حالا نفس نفس زدنِ سینه های ما

عیسی شده است و طبع مسیحا گرفته است

دیروز بین خون خودش ریشه کرده بود

حالا درخت سیب شده پا گرفته است

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ پنجشنبه 23 آذر 1391 ] [ 03:30 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

چگونه گریه نریزم به پای عاشورا ؟

من و دو چشم غریبم فدای عاشورا

در آن زمان که دلم را بدست آوردم

هزار مرتبه مَردم برای عاشورا

اگر زمین و زمان تر شده است باران نیست

گرفته دیده ی خیسم عزای عاشورا

هزار مرتبه شکرت که اشکمان جاری است

خدای ماه محرم، خدای عاشورا

به زیر محمل تابوت ما چنین گویید

به عزت و شرف کربلای عاشورا

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی،  ورود به محرم، 
[ یکشنبه 21 آبان 1391 ] [ 11:44 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

عطری که از حوالی پرچم وزیده است

ما را به سمت مجلس آقا کشیده است

از صحن این حسینیه تا صحن کربلا

صد کوچه وا کنید محرم رسیده است

دست ازل دو چشم مرا وقف گریه کرد

اصلاً مرا برای همین آفریده است

آقا ببین برای عزای تو مادرم

پیراهن سیاه برایم خریده است

نورش نمی دهند و بهشتش نمی برند

چشمی که روضه های شما را ندیده است

هر چند صد پیاله تو را گریه کرده اند

اما هزار قطره ی اشک نچیده است

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی،  ورود به محرم، 
[ یکشنبه 21 آبان 1391 ] [ 12:07 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

ستاره بود و شفق بود و فصل ماتم بود

بساط گریه برای دلم فراهم بود

یکی کنار حسینیه چاووشی می خواند

اگر خطا نکنم صدای آدم بود

برای عرض تبرک به ساحت گریه

فرشته منتظر دستمال اشکم بود

چگونه گریه نریزد از نگاهمان وقتی

زمان خلقتمان اول محرّم بود

چرا به آمدن مادرش یقین نکنم

در آن حسینیه ای که خود خدا هم بود

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی،  ورود به محرم، 
[ شنبه 20 آبان 1391 ] [ 11:57 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

هر کسی خواسته باشد به خدایی برسد
باید از کشتی تو راهنمایی برسد
نه فقط فطرس پر سوخته ی تو حتی
بی تو جبریل محال است به جایی برسد
سر به زیر قدم توست بها می گیرد
پس چه بهتر سر ما نیز به پایی برسد
نیستم عاشق اگر منت درمان بکشم
به روی چشم اگر از تو بلایی برسد
وقت تو وقت شریفی ست ولی بین مسیر
منتظر می شوی این قدر گدایی برسد
بعد از این وقت کرم پشت در خانه مرو
بگذار این دل ما هم به نوایی برسد
ما هنوزم که هنوز است سر کار تواییم
تا ببینیم که از تو چه عطایی برسد
طلب ماست نداریم همین ما را بس
اگر از مادر تو چند دعایی برسد
رحمت واسعه ات کیسه ی ما را پر کرد
این چه لطفی ست به هر بی سر و پایی برسد
گریه کن های تو همسایه ی زهرا هستند
بگذارید فقط روز جزایی برسد
یا حسین است و یا ذکر شریف زینب
اگر از ما به صف حشر صدایی برسد
به پریشانی گیسوت قسم نزدیک است
که به ما هم خبر کرببلایی برسد 

 علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 07:45 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

مرا به جاده ی بی انتهایتان ببرید

به سمت روشنی نا کجایتان ببرید

کنار سفره اگر میلتان تمایل داشت

دو تکه سیب برای گدایتان ببرید

سوار بال قنوت فرشته می گردم

اگر که نام مرا در دعایتان ببرید

برای آن که به توحید چشمتان برسم

مرا به سمت اذان صدایتان ببرید

مرا شبیه نسیم سحر در این شب ها

به خاک بوسی پایین پایتان ببرید

و تا قیام قیامت ستاره می ریزم

اگر مرا سحری کربلایتان ببرید

اگر چه قابلتان را ندارد این گریه

کمی برای همین زخم هایتان ببرید

شما که راهی شمشیرهای گودالید

نمی شود که سرم را به جایتان ببرید؟!

مسافران سر نیزه های عاشورا

قسم به عشق مرا تا خدایتان ببرید

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 07:44 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

مانند نور آمدی و لا مکان شدی

پرواز آسمانی هفت آسمان شدی

با جلوه های نوری بالانشین خود

خورشید صبح و ظهر و غروب اذان شدی

تا این که انبیا به تو نزدیکتر شوند

روضه شدی و در همه دوران بیان شدی

یک یا حسین گفتم و دیدم دلم شکست

اشکم شدی ز گوشه ی چشمم روان شدی

یک شب کناره سفره تو سائلت شدیم

یک شب کنار سفره ی ما نانمان شدی

قبل از دراز کردن دست گدائی ام

آقا شدی کریم شدی مهربان شدی

ناراحت جدائی مهر تو نیستم

روزی که آمدی به دلم جاودان شدی

یک وقتی آمدم که به دردت نمی خورم

دیر آمدم تو همسفر خیزران شدی...

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 07:43 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

ما دو پیاله ایم که لبریز باده ایم

این دو پیاله را به ملک هم نداده ایم

تا وقت می کنیم حسینیه می رویم

ما سال هاست شیعه ی گریان جاده ایم

با هر سلام صبح به آقای بی کفن

انگار روبروی حرم ایستاده ایم

با رعیتی خانه ی ارباب با وفا

احساس می کنیم که ارباب زاده ایم

شکر خدا که نان شب ما حسین شد

ممنون لطف مادر این خانواده ایم

بال ملائک است که ما را می آورد

یعنی سواره ایم اگر چه پیاده ایم

داریم با حسین حسین پیر می شویم

خوشحال از این جوانی از دست داده ایم 

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 07:41 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

لباس مشکی ما را به دستمان بدهید

به ما حسینیه ی گریه را نشان بدهید

مرا که راهی بزم عزای اربابم

برای زود رسیدن کمی توان بدهید

اگر خدای نکرده در آخر خطم

به جان اشک سه ساله مرا امان بدهید

نماز گریه ی ما با امامت سقاست

به روی مأذنه ی کربلا اذان بدهید

برای آن که بمانم همیشه بر درتان

به کلب قافله ی عشق استخوان بدهید

قسم به حرمت چشمانتان اگر مُردیم

به روی سنگ حسینیه غسلمان بدهید

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 07:40 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

سینی به دست بود و سر کوچه دیدمش

با پرچمی که روی نگاهم کشیدمش

"آقا کمک کنید، خدا خیرتان دهد"

او دم گرفته بود... وَ من می‌شنیدمش

سیب رسیده‌ای جلوی باورم گذاشت

من هم بدون هیچ تعلّل خریدمش

شب آمدم به خانه و آن سیب سرخ را

تقسیم کردم و بغل سفره چیدمش

حالا درخت سیب شده، بار آمده ‌است

آن میوه‌ای که قبل محرم خریدمش

روزی هزار بار مرا شکر می‌کند

این کودکم که با غم‌تان آفریدمش

رفتم سراغ کودکم امروز مدرسه

سینی به دست بود و سر کوچه دیدمش

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 07:39 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

سوختیم و شعله ی بال و پر ما شد بلند

فطرسی از گوشه ی خاکستر ما شد بلند

در تنزل کردن معشوق سیر عاشق است

عشق کوتاه آمد و زیر سر ما شد بلند

اُنس از ذکر شب عشاق هم واجب تر است

نیست عاشق هر کسی که از بر ما شد بلند

اشک وقتی می چکد هنگام معراج دل است

بخت ما در سایه ی چشم تر ما شد بلند

بی حسین بن علی خلقت بلا تکلیف بود

در پی کار خدا هم دلبر ما شد بلند

سینه ی ما منبر است آتش نمی سوزاندش

هر شب جمعه "حسین" از منبر ما شد بلند

احترام نام تو بر انبیاء هم واجب است

هر کجا حرف تو شد پیغمبر ما شد بلند

سائلانت بیشتر بازار گرمی می کنند

دست ما پُر بود و دست دیگر ما شد بلند

زحمت تو در حقیقت سربلندی همه ست

تو شدی نیزه نشین اما سر ما شد بلند

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 07:35 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

در طریقت زحمت بسیارها باید کشید

تا تقرب منت جام بلا باید کشید

یار ما بد نیست از ما یک ملاقاتی کند

گه کریمان را به بالین گدا باید کشید

در مسیر دلبر ما  چشم پاکی واجب است

گر نظر خورد انتقامش را ز ما باید کشید

نیست توجیه قبولی دیدگان خشک را

از میان چاه، گاهی آب را باید کشید

وقت روضه زودتر از هر چه باید گریه کرد

سفره که آماده شد، فوراً غذا باید کشید

الدوا عند الحسین و الشفا عند الحسین

بهر درمان یافتن دست از دوا باید کشید

رفته رفته وقت ما دارد به پایان می رسد

تا که عمری هست ناز یار را باید کشید

رو به قبله کردن ما بین قبر انصاف نیست

صورت ما را به سمت کربلا باید کشید

عاشقان بی کفن ها، با کفن بیگانه اند

بعد مردن روی ما یک بوریا باید کشید

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 07:32 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

خوابت به چشم آمد و بیدارتر شدیم

مست رخت شدیم که هشیارتر شدیم

یوسف ترین شدی و سر کوچه آمدی

 ما بی کلاف نیز خریدارتر شدیم

باران هیچ سال به ما خدمتی نکرد

در هیئتت چه بود که پر بارتر شدیم؟

گفتند این قبیله گره باز می کنند

چه باز کردنی که گرفتار تر شدیم؟

کاری نمی کنیم ولی مزد می دهی

هر وقت آمدیم بدهکارتر شدیم

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 07:28 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

حتی خدا در اول والفجر و مریمش

سوگند خورده است به ماه محرمش

شب های قدر محترم و با فضیلت اند

امّا نمی رسند به شب های ماتمش

امروز نه، غروب همان سال شصت و یک

ما را گره زدند به نخ های پرچمش

این دستمال گریه پر از نور می شود

وقتی به دست روضه خورشید می دمش

چشمی که در بهشت تو گریان نمی شود

باید حواله داد به دست جهنمش

جانم فدای محتشم و خانواده اش

با این چه نوحه و چه عزا و چه ماتمش

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 07:27 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

بگذار زیر پای تو نقاشی ام كنند

در دومین هجای تو نقاشی ام كنند

مثل كبوتران شب جمعهٔ حرم

بگذار در هوایِ تو نقاشی ام كنند

 مثل كتیبه های قدیم حسینیه

در مجلسِ عزای تو نقاشی ام كنند

 جبریل می شوم سر سجاده ای اگر

همسایه دعایِ تو نقاشی ام كنند

 بگذار مثل مَشك پر از آب، یك غروب

در دست بچه های تو نقاشی ام كنند

 من نذر كرده ام كه به هنگام مردنم

نزدیك كربلای تو نقاشی ام كنند

 حتماً مرا بدون سر و تشنه می كِشند

روزی اگر برای تو نقاشی ام كنند

 آیا نمی شود كه در این زیر سنگ ها

آقای من، به جای تو نقاشی ام كنند؟

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 07:25 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

بردن چیزی به دربار کریمان خوب نیست

سائل آقا شدن اصلاً ندارش بهتر است

بردن چیزی به دربار کریمان خوب نیست

سائل آقا شدن اصلاً ندارش بهتر است

 ما چرا بی چاره، آن ها که حسینی نیستند

هر که شد وقف محرم روزگارش بهتر است

فاطمه با گریه اش ما را اسیر خود نمود

آری آری گریه اصلاً گریه دارش بهتر است

نوکری آسوده می میرد که بیند بعد او

در غلامی از خودش ایل و تبارش بهتر است

 سن پیری بیشتر از هر چه باید گریه کرد

میوه  فصل زمستان آب دارش بهتر است

 روز روشن بود آقا کشته شد پس بعد از این

گریه ماه محرم آشکارش بهتر است

  علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 07:17 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

برای روضه خوانی ات آقا نه روضه خوان كافی ست

نه چشم های بهاریِ این و آن كافی ست

نه اشك ما وَ نه اشك تمامی دنیا

نه گریه های بلند پیمبران كافی ست

برای شرح كمی از عنایت تو به ما

نه این حسینیه كافی ست نه زمان كافی ست

برای این كه شوم عاقبت به خیر شما

همین دو قطره ی اشكِ شده روان كافی ست

برای گریه ی ما ذكر خیر «یا زینب»

برای گریه ی زینب «حسین جان» كافی ست

برای حلّ تمام حوائج عالم

اگر كُنَد نگهی شیرخوارتان كافی ست

دعای مادر پهلو شكسته ی زینب

برای آمدن صاحب الزمان كافی ست

دم از عذاب مزن صبح محشر كبری

همین نیامدن كربلایمان كافی ست

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 07:17 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

بـاید بـرای مــثــل تو گــریـانـمـان کـنـند    

هــم  صــبــح هم غروب پریشانمان کنند

بـاید  بــرای مـثــل تـو  ابر  بــهــار شــد    

بــایـد بــرای مـثـل تو  بــارانــمــان کـنـنـد

مــا آدم تــوایــم  به تـوحـید  چـشم تو    

سجــده می آوریم که انــســانـمـان کـنـند

حـالا که سـائـل کرم خـــانه ات شـدیـم    

اصـلاً بـعـیـد نیست سـلـیـمـانـمـان کـنـنـد

این اشک ها نتیجه ی اسلام زینب است  

پس گـریه می کنیم مسلمانمـان کنند

گــیـرم برات ســیــنــه عـریـان نداشـتیم    

یک شب خلاصه می رسد عریانمان کننـد

روزی خلق با كرم نوكران توست

گندم شدیم سفره ی احسانمان كنند

فــردا که روز آه و پــریـشانی همه است    

زهــرا  اگر  گذاشت پــریـشـانـمـان کـنـند

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 07:13 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

بالا نرفت آن که به پای تو پا نشد

آقا نشد هر آن که برایت گدا نشد

مقصود از تکلم طور از تو گفتن است

موسی نشد هر آن که کلیم شما نشد

روز ازل برای گلوی تو هیچ کس

غیر از خدای عزّ و جلّ خون بها نشد

در خلقتش زمین و مکان های محترم

بسیار آفرید ولی کربلا نشد

گر چه هزار سال برای تو گریه کرده اند

یک گوشه از حقوق لب تو ادا نشد

ما گندم رسیده شهر ری توایم

شکر خدا که نان تو از من جدا نشد

یک گوشه می رویم و فقط گریه می کنیم

حالا که کربلای تو روزی ما نشد

داغ تو اعظم است تحمل نمی شود

در حیرتم چگونه قد نیزه تا نشد

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 07:11 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

بال فرشته که خاک پای حسین است

فرش حسینیۀ عزای حسین است

فاطمه دنبالش هست صبح قیامت

هر که به دنبال دسته های حسین است

شعر من و تو که افتخار ندارد

تا که خدا مرثیه سرای حسین است

رحمت زهرا برای این که ببارد

منتظر گریه ای برای حسین است

در دل مردم چه هست کار نداریم

در دل ما که برو بیای حسین است

دست به سمت کسی دراز نکردیم

هر دو جهان دست ما گدای حسین است

گندم شهر حسین روزی ما شد

باز سر سفره ها غذای حسین است

قیمت اشکِ برای خون خدا هست

دست همان کس که خون بهای حسین است

پرچم کربلا همیشه بلند است

حافظ پرچم اگر خدای حسین است

هر چه که ما خواستیم فاطمه داده

آن چه فقط مانده کربلای حسین است

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 07:09 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

با لبت رنگ عقیق یمن از یادم رفت

هم چنان که جگر خویشتن از یادم رفت

من اویسم بگذارید که اطراق کنم

بوی شهر تو که آمد قرن از یادم رفت

جذبه ی عشق بر آن است مرا ذوب کند

صحبت نام تو شد نام من از یادم رفت

قصد "ربّ ارنی" گفتن من دیدن توست

تا نگاهم به تو افتاد "لن" از یادم رفت

مرغ باغ ملکوتم به حرم آمده ام

بر روی گنبد زردت چمن از یادم رفت

مثل فطرس نکنم پشت به گهواره ی تو

بال من خوب که شد پر زدن از یادم رفت

"ندهد فرصت گفتار به محتاج، کریم"

بی سبب نیست کنارت سخن از یادم رفت

می رود دل به همان جا که تعلق دارد

صحبت کرب و بلا شد وطن از یادم رفت

همه ی بهت من این است چرا عریانی؟!

نکند فکر کنی پیرهن از یادم رفت

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 07:07 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

با تو شروع می کنم ای ابتدای من

ای جلوه خدایی بی منتهای من

پایان راه تو به خدا ختم می شود

از راه کربلاست مسیر خدای من

لحظه به لحظه محضر زهرا رسیده است

رنگ خدا گرفته اگر گریه های من

از روی فرش های حسینیه عزا

تا عرش می رود اثر ردپای من

شکر خدا که در دهه آخر الزمان

خرج تو می شود نفس من صدای من

این گریه‌ی برای تو کفاره‌ی من است

این راه توبه ای ست برای خطای من

از من نیاز می رسد و از تو ناز عجب

دردسری شده سفر کربلای من

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 07:06 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

آن ساعتی خوش است که مستانه بگذرد

یعنی به زیر مِنّت پیمانه بگذرد

روزیِ ما به دست کریمانِ آشناست

کفر است پای سفره ی بیگانه بگذرد

سوگند می خوریم که ما گنج می شویم

یک شب اگر که شاه ز ویرانه بگذرد

خدمت گذار اهل خرابات اگر شدی

ایام نوکری تو شاهانه بگذرد

ما عقل خویش را سر عشق تو باختیم

بگذار عمرمان همه دیوانه بگذرد

دور از نگاه کعبه تو را می کند طواف

کافی ست از کنار تو پروانه بگذرد

این روزگار می گذرد خوب یا که بد

بهتر که عمر ما درِ این خانه بگذرد

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 07:04 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

آن باده ای خوش است که نذر سبو شود

آن غصه ای خوش است که آهِ گلو شود

 اصلاً به یک دو قطره نباید بسنده کرد

آن چشمه، چشمه است، که یک روز «جو» شود

 وقتی دلم شکست، گرو می گزارمش

خوب است، آبروی جگر، «آبِ رو» شود

 عشاق راه در به در ناله ی هم اند

مستانه ناله کن که دلی زیر و رو شود

 آقایی کریم اجازه نمی دهد

تا این که دست ما به صف حشر رو شود

 ما در حسینیه به خداوند می رسیم

ذکر "حسین" جلوه کند ذکر "هو" شود

 روزی  اگر بناست که قربانی ام کنند

این کار بهتر است به ابروی او شود

 باید که سجده کرد خدا، یا حسین را؟

فردا که با خدایِ خودش رو به رو شود

 این گریه ی برای تو عین طهارت است

عابد چرا معطل آب وضو شود

 هر کس که سر به زیر تو شد سر بلند شد

بی آبرو کنار تو با آبرو شود

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 07:02 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

آفریدند تو را تا که مسیحا باشی

همه چون خادم دربار و تو آقا باشی

آفریدند تو را از طبَق گریه‌ی نور

تا که جان‌سوزترین واژه‌ی دنیا باشی

آفریدند تو را تا که فقط ناز کنی

همه مجنون تو باشند و تو لیلا باشی

کم بیارند به پیش کرمت، اهل کرم

دیگران قطره‌ی ناچیز و تو دریا باشی

تو قتیل‌العبراتی، نه که بر گریه‌ی ما

کشته‌ی چشم تر زینب کبری باشی

بر سر نیزه نشستی و تلألؤ کردی

مثل خورشیدی و زیباست که بالا باشی

خیزران خورده‌ترین قاری قرآن خدا

تشت زر دیده‌ترین حضرت یحیی باشی

علی‌اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 07:01 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

این چشم‏ها برای که تبخیر می‏شود؟

این حلقه ها برای که زنجیر می‏شود؟

پیراهنِ مُحرمِ من را بیاورید

دارد زمان هیأت من دیر می‏شود

با روضه ی حسین، نفس تازه می کنم

وقتی هوای شهر نفس گیر می‏شود

من دستمالِ گریه‌ی خود را نشُسته‌ام

چون آب هم به نام تو تطهیر می‏شود

اشکِ تو تا همیشه جوان می‌چکد، حسین

چشمِ من ‌ست این ‌که چنین پیر می‏شود

من تازه تشنه می‌شوم و گریه می‌کنم

وقتی ز گریه چشم همه سیر می‏شود

این قطره نیست، آینه‌ی توست یا علی

در اشکِ ما حسینِ تو تکثیر می‏شود

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 06:58 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]


این اشک نیست، آب زلال و مطّهر است

این چشم نیست، چشمه ای از حوض کوثر است

ظرفِ نزولِ رحمتِ پروردگار شد

چشمی که پای مجلس این روضه ها، تر است

چشمی که بیش تر به خودش، گریه دیده است

فردا کنار فاطمه با آبروتر می شود

ما خشک می شویم، ولی بار می دهیم

دنیای گریه، مزرعه ی سبز محشر است

فرموده است حضرت صادق: هر آن کسی

گریانِ جدّ ما شده، با من برادر است

در حجّ و در عبادت و در سجده های شب

گریه کنِ حسین، شریک پیمبر است

ما را از این تلاطم دنیا، هراس نیست

تا کشتی نجات حسینی، شناور است

بر من لباس نوکری ام را کفن کنید

نوکر بهشت هم برود، باز نوکر است

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 06:44 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

گریه می كردم ولی با آن وضو می ساختم

داشتم با آبِ رویم آبرو می ساختم

گریه ام  غسل طهارت بود زیر سایه اش

فطرتم را از گناهان شست و شو می ساختم

باید این مِی های جاری را گرفت و جمع كرد

كوزه گر گر می شدم حتماً سبو می ساختم

می گرفتم بیشتر زآن چه توقع داشتم

تا خودم را با كریمان روبه رو می ساختم

پیرهن مشكی تنم كردم ولی با نخ نخش

ناقصی های دل خود را رفو می ساختم

من رسول تُركم و یك روز كلبش می شوم

چه سحرها در خیالم آرزو می ساختم

امتحان كردم خودم روزی نمی گفتم حسین

از شبش تا صبح با آهِ گلو می ساختم

عمر من طی شد میان سوختن یا ساختن

با لبش می سوختم با زلف او می ساختم

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی، 
[ شنبه 30 اردیبهشت 1391 ] [ 06:23 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

استاد علی اکبر لطیفیان از شعرای آیینی سرای معاصر هستند که عموم اشعارشان در مجالس اهل بیت(ع) استفاده می گردد. شعر ایشان در عین زیبایی و اتقان، به دور از تکلفات و پیچیدگی های زبانی و آرایه ای ست. ایشان با تکیه بر مطالعات فراوان دینی، شعری دارند سرشار از معارف و نکات ارزنده. در فضای مرثیه نیز روان می گویند و بیشتر تکیه بر زوایای نو دارند. شعر ایشان را می توان حرکتی به سمت سبک جدید شعر هندی نامید. چرا که مملو از نگاه های نو و مضمون پردازی های زیباست.
این پایگاه در نظر دارد که تمامی آثار استاد علی اکبر لطیفیان را در قالب موضوعی گردآوری نماید.
تذکر:
- این پایگاه به صورت خود جوش و مردمی اداره می شود.
موضوعات اشعار
نظر سنجی
نظرتان درباره ایجاد پایگاهی جامع و مختص اشعار اقای لطیفیان چیست؟



کتاب های شعر استاد لطیفیان
مصاحبه های استاد لطیفیان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان
ایران رمان