اشک لطیف
پایگاه جامع آثار استاد علی اکبر لطیفیان
قالب وبلاگ

گل کرده در زمین، کَرَم آسمانیت

آغوش باز می رسد از مهربانیت

حالا بیا و سفره مینداز سفره دار

حالت خراب می شود و ناتوانیت

دارد مرا شبیه خودت پیر می کند

جان برده از تمام تنم نیمه جانیت

یوسف ترین سلاله ی تنهاتر از همه

سبزی رسیده تا به لب ارغوانیت

این گرد پیری از اثر خاک کوچه است

بر موی تو نشسته ز فصل جوانیت

باید که گفت هیئتِ سیار مادری

خرج عزا شدیّ و خدای تو بانیت

زهر از حرارت جگرت آب می شود

می گرید از شرار غم ناگهانیت

زینب به پای تشت تو از دست می رود

رو می شود جراحت زخم نهانیت

آقای زهر خورده چرا تیر می خوری؟

چیزی نمانده از بدن استخوانیت

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسن مجتبی(ع)، 
[ یکشنبه 17 دی 1391 ] [ 01:01 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

ذکر نزول عطا، یا حسن و یا حسین

علت لطف خدا، یا حسن و یا حسین

تا که خدایی شوم، کرب و بلایی شوم

می زنم از دل صدا، یا حسن و یا حسین

بانی اشک دو چشم، رحمت جاری حق

آبروی چشم ها، یا حسن و یا حسین

قبلهٔ حاجات ما، اوج عبادات ما

روح مناجات ما، یا حسن و یا حسین

یکی بدون حرم، یکی بدون کفن

سرم فدای شما، یا حسن و یا حسین

هر دو شهید مادر، هر دو غریب مادر

کشتهٔ یک ماجرا، یا حسن و یا حسین

حسن امامِ حسین، حسین اسیرِ حسن

هر دو به هم مبتلا، یا حسن و یا حسین

تاب و قرار زینب، ذکر فرار زینب

در وسط شعله ها، یا حسن و یا حسین

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسین(ع)-مناجاتی،  امام حسن مجتبی(ع)، 
[ یکشنبه 17 دی 1391 ] [ 12:57 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

بیچاره دستى که گداى مجتبى نیست

یا آن سرى که خاک پاى مجتبى نیست

بر گریه‏ى زهرا قسم مدیون زهراست

چشمى که گریان عزاى مجتبى نیست

وقتى سکوتش این همه محشر به پا کرد

دیگر نیازى به صداى مجتبى نیست

در کربلا هر چند با دقت بگردى

چیزى به جز عشق  و صفاى مجتبى نیست

کرب و بلا با آن همه داغ مصیبت

هم پایه درد و بلاى مجتبی نیست

طورى تمام هستى‏اش وقف حسین شد

انگار قاسم هم براى مجتبى نیست

او جاى خود دارد در این دنیا مجالِ

رزم آورى بچه‏هاى مجتبى نیست

یا اهل العالم ما گدای مجتبائیم

ما خاک پایِ خاک پایِ مجتبائیم

آیا شده بال و پرت افتاده باشد

در گوشه‏اى از بسترت افتاده باشد

آیا شده مرد جمل باشى و امّا

مانند برگى پیکرت افتاده باشد

آیا شده در لحظه‏هاى آخرینت

چشمت به چشم خواهرت افتاده باشد

من شک ندارم که عروس فاطمه نیست

وقتى به جانت همسرت افتاده باشد

آیا شده سجّاده ات هنگام غارت

دست سپاه و لشگرت افتاده باشد

مظلوم و تنها و  غریب عالمین است

گریه کن غم هاى این بى کس حسین است

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسن مجتبی(ع)، 
[ یکشنبه 17 دی 1391 ] [ 12:56 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

ما از تو به جز کرم ندیدیم

جز سفره ی محترم ندیدم

روزی که بقیعمان کشاندی

گشتیم ولی حرم ندیدیم

 علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسن مجتبی(ع)، 
[ یکشنبه 17 دی 1391 ] [ 10:04 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

این خانواده آینه های خدائی اند

در انتهای جاده ی بی انتهائی اند

خیل ملک مقابلشان سجده می کنند

این ها خدا نی اند ولیکن خدائی اند

هر کس که می رسد سر اطعام می برند

فرقی نمی کند که فقیران کجائی اند

یک "السلام" و یک "و علیک السلامِ"سبز

این ها همان مقدمه ی آشنائی اند

صدها هزار مثل سلیمان در این حرم

مشغول لحظه های شریف گدائی اند

سوگند می خوریم كه پروانه زاده ایم

همسایه ی قدیمی این خانواده ایم

تو آسمان جودی، ما یا كریم تو

پرواز می كند دل ما تا حریم تو

احساس می كنم به تو نزدیك می شوم

وقتی كه می وزد سر راهم نسیم تو

وقت كرامت است كه از راه آمده است

آن آشنای كوچه نشینِ قدیم تو

قرآنِ بی بدیل، حروف مقطّعه!

كی می رسم به فهم الف لام میم تو؟

سوگند می دهیم خدا را در این سحر

بر پینه های رحمت دست كریم تو

ما را همیشه سائل دست شما كند

ما را به زیر پای شما خاك پا كند


ادامه این شعر

طبقه بندی: امام حسن مجتبی(ع)،  امام حسن مجتبی(ع)، 
[ پنجشنبه 12 مرداد 1391 ] [ 04:55 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

باید مرا گلیم مسیر نگار کرد

زیر قدوم فاطمی‌ات خاکسار کرد

مهر تو را بهشت بخواهد نمی‌دهم

در ماجرای عشق نباید قمار کرد

فخر علی و فاطمه بر تو عجیب نیست

وقتی خدا به داشتنت افتخار کرد

من که به دست هیچ ‌کسی رو نمی‌زنم

نانت مرا به شغل گدایی دچار کرد

هر چند آفریده خدا چهارده کریم

اما یکی از آن همه را سفره‌دار کرد

ما را پیاده کرد سر سفره شما

این کشتی حسین که ما را سوار کرد

باید به بازوی حسنی‌ات دخیل بست

ورنه نمی‌شود که جمل را مهار کرد

خشمت نیاز نیست در آن جا که می‌شود

با قاسم تو قافله را تار و مار کرد

ارزان تو را فروخت به حرف معاویه

زهری به کام تشنه تو روزه‌دار کرد

زهری که می‌شکافت دل سنگ خاره را

در حیرتم که با جگر تو چه کار کرد

زهرا شنیده بود تنت تیر می‌خورد

تابوت را برای همین با جدار کرد

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام حسن مجتبی(ع)،  امام حسن مجتبی(ع)، 
[ پنجشنبه 12 مرداد 1391 ] [ 04:50 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

استاد علی اکبر لطیفیان از شعرای آیینی سرای معاصر هستند که عموم اشعارشان در مجالس اهل بیت(ع) استفاده می گردد. شعر ایشان در عین زیبایی و اتقان، به دور از تکلفات و پیچیدگی های زبانی و آرایه ای ست. ایشان با تکیه بر مطالعات فراوان دینی، شعری دارند سرشار از معارف و نکات ارزنده. در فضای مرثیه نیز روان می گویند و بیشتر تکیه بر زوایای نو دارند. شعر ایشان را می توان حرکتی به سمت سبک جدید شعر هندی نامید. چرا که مملو از نگاه های نو و مضمون پردازی های زیباست.
این پایگاه در نظر دارد که تمامی آثار استاد علی اکبر لطیفیان را در قالب موضوعی گردآوری نماید.
تذکر:
- این پایگاه به صورت خود جوش و مردمی اداره می شود.
موضوعات اشعار
نظر سنجی
نظرتان درباره ایجاد پایگاهی جامع و مختص اشعار اقای لطیفیان چیست؟



کتاب های شعر استاد لطیفیان
مصاحبه های استاد لطیفیان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان
ایران رمان
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو