اشک لطیف
پایگاه جامع آثار استاد علی اکبر لطیفیان
قالب وبلاگ

سائل لطف نوشتند بنی آدم را

سرِ این سفره نشاندند همه عالم را

صبح فردا عجبی نیست اگر بنشانند

یك طرف آسیه و یك طرفت مریم را

حسِ معراج نشینیِ من این است فقط

گوشه ای از حرمت پهن كنم بالم را

در ضریحت شرف آدمیت ریخته اند

پس محال است كه آدم نكند آدم را

 همه بالفعل مسیح اند اگر پخش كنند

نفسِ دختر موسایِ مسیحا دم را

مثل یك عرش برای تو حرم ساخته اند

كاش می شد حرم حضرت زهرا هم را...

با گداییِ حرم فخر به دنیا داریم

هرچه داریم از این دختر موسی داریم

قصد كردی بكِشی و بكِشانی همه را

تا به معراجِ بلندت برسانی همه را

ریشه های دلِ ما رشته ای از چادر توست

چادرت را بتكان تا بتكانی همه را

به خدا ذره ای از خانمی ات كم نشود

چه بخوانی همه را و چه برانی همه را

تربت پای تو بودن چه به ما می آید

پس چه بهتر سر راهت بنشانی همه را

یك دو قربانی ما نیست برازنده ی تو

وقت آن است بیایی بستانی همه را

بشكند گر سر عشاق فدای سر تو

همه ی ما به فدای نخی از معجر تو  


ادامه این شعر

طبقه بندی: حضرت معصومه(س)، 
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 08:25 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

ری زاده ایم و مزرعه سبز گندمیم

هر صبح با حسین شما در تكلمیم

ما شیعه ولایت مولا، نسب نسب

سلمان پابرهنه ای از نسل چندمیم

گاهی میان خنده خورشید گریه ایم

گاهی میان گریه زهرا تبسمیم

همسایه حریم تو همسایه خداست

پس صد هزار شكر كه همسایه قمیم

آن قدر عاشقان و بزرگان و عالمان

دلداده تواند كه ما بین آن گمیم

ای دست گیر صبح قیامت سرم فدات

هم خانواده هم پدر و مادرم فدات

بالاتر از پریدن پرهاست بام تو

ماها نمی رسیم به شان مقام تو

خم می شود تمامی دنیا برابرت

ای احترام آل عبا احترام تو

باید هزار بار نشست و بلند شد

وقتی كه می رسند بزرگان به نام تو

این شان توست حرمت توست احترام توست

گوید اگر "فداکِ ابوک" امام تو

آباد گشت قلب زمین زیر پای تو

آباد گشت مسجد دین با كلام تو

یعنی تمام هستی دین مال فاطمه است

یعنی تمام ملك زمین مال فاطمه است


ادامه این شعر

طبقه بندی: حضرت معصومه(س)، 
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 08:21 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

ما را برای گدایش شدن آفریده اند

قمری آب و هوایش شدن آفریده اند

 او را برای طواف و برای عروج

ما را برایِ برایش شدن آفریده اند

 این خانم با کرم، محترم را برای

وقف امام رضایش شدن آفریده اند

 اصلاً تمامی ایران زمین را برای

ملک خصوصی پایش شدن آفریده اند

×××

هر چند نانی نداریم، گندم که داریم

 گیرم مدینه نرفتیم ما قم که داریم

زهرا حضورش نیازی به مردم ندارد

 اصلاً ظهورش مدینه یا قم ندارد

بالی که این آسمان را ندارد چه دارد؟

آن کس که این آستان را ندارد چه دارد؟

من حاجتم را به دست مسیحا ندادم

بال و پرم را به این آسمان ها ندادم

قمری ام در کرمخانه لانه گرفتم

من حاجتم را از این آستانه گرفتم

×××


ادامه این شعر

طبقه بندی: حضرت معصومه(س)، 
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 08:18 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

 نشسته ام بنویسم حرم، حرم... بانو

چه خوب شد که دوباره کبوترم بانو

نشسته ام بنویسم مرا به قم ببری

دو هفته ای شده اصلاً نمی پرم، بانو

نشسته ام بنویسم مرا رها نکنی

که بی تو راه به جایی نمی برم، بانو

مسیح نیز مریض مرا علاج نکرد

ولی به لطف تو امروز بهترم، بانو

امام زاده ی موسی بن جعفری، خانم

غلام زاده ی موسی بن جعفرم، بانو

سلام بانوی خیرات، بانوی برکات

هزار بار بر این خیر مقدمت صلوات

به شرط آن که فدایت شوند سر دادند

به شرط آن که برایت شوند، پَر دادند

شفیعه ی همه، مدیون چادرت هستیم

به لطف توست به ما سایه ای اگر دادند

تمام حاجت خود را نوشتم و بعداً

حساب کردم و دیدم که بیشتر دادند

قدم گذاشتی و یک نفس زدی و سپس

به علم حوزه ی علمیه ها اثر دادند

چهار امام کمال تو را بیان کردند

چهار امام جلال تو را خبر دادند

چهار امام نوشتند احترام تو را

شکوه نام تو را، جلوه ی مقام تو را


ادامه این شعر

طبقه بندی: حضرت معصومه(س)، 
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 08:16 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

حرم امن تو کافی است هراسان شده را

مثل شه راه بده آهوی گریان شده را

دل سپردیم به آن معجزه ی چشمانت

تا که آباد کنی خانه ی ویران شده را

مِهر تو باعث خاموشی آتش دان است

خارج از دست خلیل است، گلستان شده را

گندم ری به تنور کرمت پخته شود

از تو داریم پس این مزرعه ی نان شده را

هر چه شد خرج حرم ارزش او بیشتر است

از طلا حرف نزن، نقره ی ایوان شده را

به در خانه ی تو بسته و وابسته شدیم

چه نیازی ست به جنّت سگ دربان شده را

گر قرار است جبینش به قدومت نرسد

کافرش بیش نخوانیم مسلمان شده را

در محلّه خبر لطف تو بهتر پیچید

پخش کردند اگر قصه مهمان شده را

شدنی نیست کرم داشته باشی، امّا

دستگیری نکنی دست به دامان شده را

پنجره ساخته ای دور ضریح کرمت

تا ببندند به آن زلف پریشان شده را

ما فقط ظاهری از اوج تو را می بینیم

گذری نیست به معراجِ تو حیران شده را

جلوه ای کردی و زهرای پر از جذبه ی تو

تا قم آورد دل شاه خراسان شده را

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت معصومه(س)، 
[ یکشنبه 26 شهریور 1391 ] [ 08:14 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

استاد علی اکبر لطیفیان از شعرای آیینی سرای معاصر هستند که عموم اشعارشان در مجالس اهل بیت(ع) استفاده می گردد. شعر ایشان در عین زیبایی و اتقان، به دور از تکلفات و پیچیدگی های زبانی و آرایه ای ست. ایشان با تکیه بر مطالعات فراوان دینی، شعری دارند سرشار از معارف و نکات ارزنده. در فضای مرثیه نیز روان می گویند و بیشتر تکیه بر زوایای نو دارند. شعر ایشان را می توان حرکتی به سمت سبک جدید شعر هندی نامید. چرا که مملو از نگاه های نو و مضمون پردازی های زیباست.
این پایگاه در نظر دارد که تمامی آثار استاد علی اکبر لطیفیان را در قالب موضوعی گردآوری نماید.
تذکر:
- این پایگاه به صورت خود جوش و مردمی اداره می شود.
موضوعات اشعار
نظر سنجی
نظرتان درباره ایجاد پایگاهی جامع و مختص اشعار اقای لطیفیان چیست؟



کتاب های شعر استاد لطیفیان
مصاحبه های استاد لطیفیان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان
ایران رمان
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو