تبلیغات
اشک لطیف

اشک لطیف
پایگاه جامع آثار استاد علی اکبر لطیفیان
قالب وبلاگ

نام تو را بردم زمستانم بهاری شد

در خشکسالی دلم صد چشمه جاری شد

بعد از زمانی که گدایی تو را کردم

دار و ندار من عجب دار و نداری شد

گفتند جای توست دل را شست و شو کردم

پس می شود از خادمان افتخاری شد

می خواستند از هر طرف تو جلوه گر باشی

این گونه شد دور حرم آیینه کاری شد

گاهی اسیری لذت آهو شدن دارد

بیچاره آن که از نگاه تو فراری شد

گَرد ضریحت با من و گَرد دلم با تو

بی تو دوباره این دلم گرد و غباری شد

من سائل بی چیز اطراف حرم هستم

من سال های سال دنبال کرم هستم


ادامه این شعر

طبقه بندی: امام رضا(ع)-شهادت،  امام رضا(ع)-مدح و مناجات، 
[ یکشنبه 17 دی 1391 ] [ 01:17 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

ساعات طوفان، وقت جزر و مد رسیده

نبضم چه محکم می زند تا صد رسیده

آیا قبولم می کند یا نه؟ ولی نه

اصلاً چرا این فکرهای بد رسیده

این جا تمام مهربانی مال آقاست

این جا مگر بر سینه دست رد رسیده؟

سوت قطار آمد، کسی در پشت در گفت:

ای جانمی جان اول مشهد رسیده

از کوچه قلبم تا حرم یکباره پر زد

ردّ پرم تا پرچم گنبد رسیده

طوفان عشقت شست و شو داده دلم را

چشم رئوفت آبرو داده دلم را

دلشوره ای شیرین سر بال و پرم هست

هشت آسمان آیینه در دور و برم هست

باران غم هرگز نمی گیرد سراغم

تا مهربانی های تو روی سرم هست

وقف سر انگشت پر از مهر تو بوده

هر جا اگر نام و نشانی از کرم هست

خوبی تو تا نا کجا تا آن سوی عرش

هر قدر هم بالا و بالا می پرم هست

این بچه آهوهای اشکم زنده هستند

تا گوشه های دنج و گرم این حرم هست

داخل نمی آیم، دم باب الجوادم

این جا برای ما گداها بهترم هست

شرط قبول افتادن ایمان، تویی تو

خورشید عالم تاب من! سلطان تویی تو  


ادامه این شعر

طبقه بندی: امام رضا(ع)-مدح و مناجات، 
[ سه شنبه 4 مهر 1391 ] [ 11:58 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

دیشب پرِ من كبوتر بامت شد

 آهوی بیابانی من رامت شد

 حالا دلِ من پیمبر نامت شد

 از معجزه ی درخت بادامت شد

امروز اگر مریض درمان توام

 

 تو آینه می شوی زلالم بكنی

 با طرز نگات خوش به حالم بكنی

 یا فكری به حال خشكسالم بكنی

 یا فكری به حال پرّ و بالم بكنی

 من منتظرِ نماز باران توام

 

 هر چند بَدَم اگر كه بهتر نشدم

 پیش كرم تو شاه گداتر نشدم

 در بارگهت اگر چه نوكر نشدم

 هر چند كه آهو و كبوتر نشدم

 گر پا بدهی سگِ نگهبان توام

 

 هر چند به این سو و به آن سو نزدم

 هر چند به این كو و به آن كو نزدم

 پیش تو به آفتاب هم رو نزدم

 در صحن تو من اگر چه جارو نزدم

 مشغول غلامی غلامان توام

 

 در سجده به پای تو هزاران آدم

 جاروكش صحن تو هزاران مریم

 محتاج دعای تو هزاران خاتم

 ای شاه گدای تو هزاران حاتم

 من نیز یكی از این هزاران توام

 علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: امام رضا(ع)-مدح و مناجات، 
[ پنجشنبه 30 شهریور 1391 ] [ 03:21 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

از لطف التماسِ صداهایِ آهوان

بی گریه هم گرفت دعاهایِ آهوان

آهو زیاد محضر معشوق می رود

پس وصلمان كنید به پاهایِ آهوان

یك عده ای شدند گدا كلبِ كهف را

ما نیز می شویم گداهایِ آهوان

نانم حرام میل كبوتر شدن كنم

وقتی كه هست حال و هواهایِ آهوان

صورت گذاشتن به كفِ پات واجب است

آن هم در آستانِ خداهای آهوان

صیاد نیز پایِ تو را بوسه می زند

با ذكر یا امام رضاهایِ آهوان

آهو شدیم پس كرمت را نشان بده

مثل همیشه آن حرمت را نشان بده

ما زلف داده ایم پریشان شود همین

دل داده ایم دستِ تو حیران شود همین

آئینه ی مرا سحری تكّه تكّه كن

باشد كه خرج گوشه ی ایوان شود همین

دردِ مرا علاج مكن با طبابتت

با خاكِ زیر پای تو درمان شود همین

حالا كه هم غذای غلامان خانه ایم

خوب است آدمی ز غلامان شود همین

آن كه به مهربانی ات ایمان نیاورد

در ازدحام حشر پشیمان شود همین

لطف تو را به خاطر این آفریده اند

كه آتشِ خلیل، گلستان شود همین

كلِّ زمین بناست اگر كشوری شود

بهتر كه پایتخت خراسان شود همین

از جلوه ات كنار بزن این نقاب را

تا آفتاب، پاره گریبان شود همین

سلمانی ات نیامده ظرفش طلا شود

این جا نشسته است كه سلمان شود همین

حالا كه محمل تو رسیده ست شهر طوس

حرفی بزن كه شهر مسلمان شود همین

این بندگیِ ما به قنوتِ تو كامل است

توحیدِ ما به شرط و شروطِ تو كامل است  


ادامه این شعر

طبقه بندی: امام رضا(ع)-مدح و مناجات،  امام رضا(ع)-شهادت، 
[ پنجشنبه 30 شهریور 1391 ] [ 08:16 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

آنان که عاشقند به دنبال دلبرند 

هر جا که می روند تعلق نمی برند

از آن چه که وبال ببینند خالی اند

عشاق روزگار، سبک بال می پرند

پرواز می کنند به هر جا که جلوه ای ست

گاهی ملائک اند و گاهی کبوترند

دل را به دست هر کس و ناکس نمی دهند

دلداده ی قدیمی آل پیمبرند

آنان که عاشق علی و فاطمه شدند

مدیون خانواده موسی بن جعفرند!

ما عاشقیم عاشق زهرا و حیدریم

ما شیعیان کشور موسی بن جعفریم

آدم بدون مهر تو انسان نمی شود

سلمان بدون عشق مسلمان نمی شود

آن گردنی که تیغ تو را بوسه می زند

سوگند می خوریم، پشیمان نمی شود

وقتی کبوتران حریمت، گرسنه اند

گندم برای سفره ما، نان نمی شود

باید هزار قرن، حکومت کنی مرا

سلطان چند روزه، که سلطان نمی شود

تو خوب جایی آمده ای سروری کنی

هر رعیتی که رعیت ایران نمی شود

جز تو نمی شویم گرفتار هیچ کس

یعنی نمی رویم به بازار هیچ کس  


ادامه این شعر

طبقه بندی: امام رضا(ع)-مدح و مناجات، 
[ پنجشنبه 30 شهریور 1391 ] [ 08:15 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

هنوز حال و هوایی كه داشتم دارم

هنوز طبع گدایی كه داشتم دارم

برای گمشدگان یك چراغ روشن كن

نیاز به راهنمایی كه داشتم دارم

بساط شاه و گدا در كنار هم پهن است

كنار جایِ تو جایی كه داشتم دارم

همان گدای قدیمی كه داشتی داری

همان امام رضایی كه داشتم دارم

حرم نگو، عتبات است، تو حسین منی

هنوز كرب و بلایی كه داشتم دارم

 علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: امام رضا(ع)-مدح و مناجات، 
[ پنجشنبه 30 شهریور 1391 ] [ 08:13 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

دست اگر باشد دخیل كنج دامان بهتر است

از نماز شب توسل بر كریمان بهتر است

دل ولو كوچك، به لطف تو بزرگی می كند

یك دل آباد از صد شهر ویران بهتر است

حرف ما آن است كه آهوی نیشابور گفت

گاه مدیونت شدن از دادنِ جان بهتر است

سایه ای كه بر سرم افتاد، عزت پخش كرد

سایه ی گلدسته از تاج سلیمان بهتر است

دست بر سفره نبردم تا خودت تعارف كنی

تعارف اهل كَرم از خوردن نان بهتر است

یك كمی بنشین كنار ما، پذیرائی بس است

میزبان كه می نشیند حال مهمان بهتر است

صبح محشر هر كسی دنبال یاری می دود

یار ما باشد اگر شاه خراسان، بهتر است

  علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: امام رضا(ع)-مدح و مناجات، 
[ پنجشنبه 30 شهریور 1391 ] [ 08:12 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

خاک حرم رسید، دوا نیز داده شد 

آب حرم رسید، شفا نیز داده شد

ما طور خواستیم مقیم حرم شدیم

ما جلوه خواستیم، خدا نیز داده شد

اصلاً بهانه هاست که ما را می آورد

با دادن بهانه، بها نیز داده شد

هر جا اگر به خواسته ها لطف می شود

در این حرم نخواسته ها نیز داده شد

از بس کریم بود که درهم خرید و رفت

در ازدحام، حاجت ما نیز داده شد

اصلاً به خواهش کم ما اکتفا نکرد

ما سنگ خواستیم، طلا نیز داده شد

گفتم رضا، عطای حسینی نصیب شد

گفتم حسین، امام رضا نیز داده شد

می خواستم به مشهد تو راهی ام کنند

دیدم برات کرببلا نیز داده شد

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام رضا(ع)-مدح و مناجات، 
[ پنجشنبه 30 شهریور 1391 ] [ 08:11 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

حالا كه نیامدم دمت را بفرست

من نیستم آن جا كرمت را بفرست

گفتم كه مریضم و دوا می خواهم

پس گرد و غبار حرمت را بفرست

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: امام رضا(ع)-مدح و مناجات، 
[ پنجشنبه 30 شهریور 1391 ] [ 08:09 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

تیزی شمشیر هم تسلیم ابرو می شود

شیر هم در پای چشمان تو آهو می شود

نیست فرقی بین رب و عبدِ عین رب شده

گاه ذکرم یا رضا و گاه یا هو می شود

مِهر تو در سنگ هم کار خودش را می کند

شیشه در همسایگیِ عطر خوشبو می شود

تو به ما پا می دهی و ما کلیمت می شویم

لال هم در این حرم مرغ سخنگو می شود

دست خالی بودن ما نیست کتمان کردنی

دست ما هر بار سائل می شود، رو می شود

چشم جاری از تمام چشمه ها بالاتر است

آب سقاخانه هم محتاج این جو می شود

این مژه هایم اگر پیش تو باشد بهتر است

لااقل یک گوشه از صحن تو جارو می شود

پنجره پولاد تو آخر شفایم می دهد

باز هم در صحن های تو هیاهو می شود

علی اکبر لطیفیان  




طبقه بندی: امام رضا(ع)-مدح و مناجات، 
[ پنجشنبه 30 شهریور 1391 ] [ 08:08 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

بهر حاجات اگر دست دعا برخیزد

دلبری هست به هر حال به پا برخیزد

لطف آقای خراسان ز همه بیشتر است

هر زمان از دلِ پُر درد صدا برخیزد

آهِ در سینه ی عشاق به هم مرتبطند

وقت نقاره زدن ناله ی ما برخیزد

جرأتش نیست كسی حرف جهنم بزند

گر پیِ كارِ گنهكار ز جا برخیزد

زائر آن است كه در كوی تو اُتراق كند

آن كه در عرش نشسته ست چرا برخیزد؟

تا به دستِ كرم تو به نوایی نرسد

از سرِ راه محال است گدا برخیزد

بر سر خاكم اگر آهوی تو گریه كند

از تمام جگرم بانگ رضا برخیزد

حرمت زودتر از كعبه مرا حاجی كرد

حج ما آخر ذی القعده به پا برخیزد

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: امام رضا(ع)-مدح و مناجات، 
[ پنجشنبه 30 شهریور 1391 ] [ 08:06 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

ای حاجت محتاج ترین ها آقا!

ای ذکر  دخیل  بستنم یا آقا!

یک لال کنار پنجره فولادت

یک دفعه صدا می زند آقا... آقا...

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام رضا(ع)-مدح و مناجات، 
[ پنجشنبه 30 شهریور 1391 ] [ 08:05 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

استاد علی اکبر لطیفیان از شعرای آیینی سرای معاصر هستند که عموم اشعارشان در مجالس اهل بیت(ع) استفاده می گردد. شعر ایشان در عین زیبایی و اتقان، به دور از تکلفات و پیچیدگی های زبانی و آرایه ای ست. ایشان با تکیه بر مطالعات فراوان دینی، شعری دارند سرشار از معارف و نکات ارزنده. در فضای مرثیه نیز روان می گویند و بیشتر تکیه بر زوایای نو دارند. شعر ایشان را می توان حرکتی به سمت سبک جدید شعر هندی نامید. چرا که مملو از نگاه های نو و مضمون پردازی های زیباست.
این پایگاه در نظر دارد که تمامی آثار استاد علی اکبر لطیفیان را در قالب موضوعی گردآوری نماید.
تذکر:
- این پایگاه به صورت خود جوش و مردمی اداره می شود.
موضوعات اشعار
نظر سنجی
نظرتان درباره ایجاد پایگاهی جامع و مختص اشعار اقای لطیفیان چیست؟



کتاب های شعر استاد لطیفیان
مصاحبه های استاد لطیفیان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان
ایران رمان