تبلیغات
اشک لطیف

اشک لطیف
پایگاه جامع آثار استاد علی اکبر لطیفیان
قالب وبلاگ

هر چند ناتوان شدی اما ز پا نیفت

ای هشتمین عزیز! عزیز خدا نیفت

می ترسم آن که دست بریزد به پهلویت

باشد ز پا بیفت ولی بی هوا نیفت

کوچه به آل فاطمه خیری نداشته

دیوار را بگیر و در این کوچه ها نیفت

مردم میان شهر تماشات می کنند

این بار را به خاطر زهرا بیا نیفت

دامان هیچ کس به سرت سر نمی زند

حالا که نیست خواهر تو پس ز پا نیفت

تکّه حصیر خویش از این حجره جمع کن

اما به یاد نیمه شب بوریا نیفت

ای وای اگر به کرببلا بوریا نبود!

راهی برای دفن شه کربلا نبود 

  علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام رضا(ع)-شهادت، 
[ یکشنبه 17 دی 1391 ] [ 01:23 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

نیلی ترین رنگ ها بر پیکرش بود

معلوم بود امروز روز آخرش بود

معلوم بود آقای ما را زهر دادند

وقتی که می آمد عبایش بر سرش بود

دستی به پهلوی پر از درد خودش داشت

بر شانه دیوار دست دیگرش بود

دختر ندارد تا که دستش را بگیرد

پس لااقل ای کاش آن جا خواهرش بود

پا شد خودش را جمع کرد اما زمین خورد

این ضعف خیلی مایهٔ درد سرش بود

اصلاً زمین خوردن برای او طبیعی ست

از بس که دنبال صدای مادرش بود

در حجره بی فرش خود افتاده بود و

تصویری از گودال در چشم ترش بود

می گفت یا جدّا "چرا خاکت نکردند "

حتی "کفن بر جسم صد چاکت نکردند"

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام رضا(ع)-شهادت، 
[ یکشنبه 17 دی 1391 ] [ 01:20 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

نام تو را بردم زمستانم بهاری شد

در خشکسالی دلم صد چشمه جاری شد

بعد از زمانی که گدایی تو را کردم

دار و ندار من عجب دار و نداری شد

گفتند جای توست دل را شست و شو کردم

پس می شود از خادمان افتخاری شد

می خواستند از هر طرف تو جلوه گر باشی

این گونه شد دور حرم آیینه کاری شد

گاهی اسیری لذت آهو شدن دارد

بیچاره آن که از نگاه تو فراری شد

گَرد ضریحت با من و گَرد دلم با تو

بی تو دوباره این دلم گرد و غباری شد

من سائل بی چیز اطراف حرم هستم

من سال های سال دنبال کرم هستم


ادامه این شعر

طبقه بندی: امام رضا(ع)-شهادت،  امام رضا(ع)-مدح و مناجات، 
[ یکشنبه 17 دی 1391 ] [ 01:17 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

دل همیشه غریبم هوایتان کرده است

هواى گریه پایین پایتان کرده است

وَ گیوه‏هاى مرا ردّ پاى غمگینت

مسافر سحر کوچه هایتان کرده است

خداش خیر دهد آن کسى که بال مرا

کبوتر حرم باصفایتان کرده است

چگونه لطف ندارى به این دو چشمى که

کنار پنجره هایت صدایتان کرده است

چگونه از تو نگیرم نجات فردا را

خدا براى همین‏ها سوایتان کرده است

چرا امید ندارى مدینه برگردى؟

مگر نه آن که خدا هم دعایتان کرده است؟

میان شهر مدینه یگانه خواهرتان

چه نذرهاى بزرگى برایتان کرده است

تو آن نماز غریب همیشه‏ها هستى

که کوچه‏هاى خراسان قضایتان کرده است

سپیده‏اى و به رنگ شفق در آمده‏اى

کدام زهر ستم جا به جایتان کرده است

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام رضا(ع)-شهادت، 
[ یکشنبه 17 دی 1391 ] [ 01:15 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

تو آن هفتمین قبله باوری

امامِ پس از موسی جعفری

تو در امتداد علی نازلی

تو رودی تو دنبالهٔ کوثری

نیازی نداری به این چیزها

تو هشتم ولیعهد پیغمبری

غروب عزایت طلوع شرر

نسیم غریبیِ پشت دری

چگونه است حال پریشان تو

الا ای غریب خدا بهتری؟

از این کوچه تا حجره ات می روی

به یاد زمین خوردن مادری

نفس می کشی ناتوان می شوی

نفس می کشی لاله می آوری

شکسته پری با کدامین بال

از این حجره خاکی ات می پری؟!

لبی پاره و استخوانی کبود

برای خدا با خودت می بری

کنار تن نقش بر حجره ات

نه یکی دختری بود و نه خواهری

برای تو گیسو پریشان کند

برای تو پاره کند معجری

اگر چه شهیدِ خدایی ولی

به دست شما هست انگشتری

از این شهر غم تا وطن می روی

غریبی ولی با کفن می روی

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: امام رضا(ع)-شهادت، 
[ یکشنبه 17 دی 1391 ] [ 01:05 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

از لطف التماسِ صداهایِ آهوان

بی گریه هم گرفت دعاهایِ آهوان

آهو زیاد محضر معشوق می رود

پس وصلمان كنید به پاهایِ آهوان

یك عده ای شدند گدا كلبِ كهف را

ما نیز می شویم گداهایِ آهوان

نانم حرام میل كبوتر شدن كنم

وقتی كه هست حال و هواهایِ آهوان

صورت گذاشتن به كفِ پات واجب است

آن هم در آستانِ خداهای آهوان

صیاد نیز پایِ تو را بوسه می زند

با ذكر یا امام رضاهایِ آهوان

آهو شدیم پس كرمت را نشان بده

مثل همیشه آن حرمت را نشان بده

ما زلف داده ایم پریشان شود همین

دل داده ایم دستِ تو حیران شود همین

آئینه ی مرا سحری تكّه تكّه كن

باشد كه خرج گوشه ی ایوان شود همین

دردِ مرا علاج مكن با طبابتت

با خاكِ زیر پای تو درمان شود همین

حالا كه هم غذای غلامان خانه ایم

خوب است آدمی ز غلامان شود همین

آن كه به مهربانی ات ایمان نیاورد

در ازدحام حشر پشیمان شود همین

لطف تو را به خاطر این آفریده اند

كه آتشِ خلیل، گلستان شود همین

كلِّ زمین بناست اگر كشوری شود

بهتر كه پایتخت خراسان شود همین

از جلوه ات كنار بزن این نقاب را

تا آفتاب، پاره گریبان شود همین

سلمانی ات نیامده ظرفش طلا شود

این جا نشسته است كه سلمان شود همین

حالا كه محمل تو رسیده ست شهر طوس

حرفی بزن كه شهر مسلمان شود همین

این بندگیِ ما به قنوتِ تو كامل است

توحیدِ ما به شرط و شروطِ تو كامل است  


ادامه این شعر

طبقه بندی: امام رضا(ع)-مدح و مناجات،  امام رضا(ع)-شهادت، 
[ پنجشنبه 30 شهریور 1391 ] [ 08:16 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

استاد علی اکبر لطیفیان از شعرای آیینی سرای معاصر هستند که عموم اشعارشان در مجالس اهل بیت(ع) استفاده می گردد. شعر ایشان در عین زیبایی و اتقان، به دور از تکلفات و پیچیدگی های زبانی و آرایه ای ست. ایشان با تکیه بر مطالعات فراوان دینی، شعری دارند سرشار از معارف و نکات ارزنده. در فضای مرثیه نیز روان می گویند و بیشتر تکیه بر زوایای نو دارند. شعر ایشان را می توان حرکتی به سمت سبک جدید شعر هندی نامید. چرا که مملو از نگاه های نو و مضمون پردازی های زیباست.
این پایگاه در نظر دارد که تمامی آثار استاد علی اکبر لطیفیان را در قالب موضوعی گردآوری نماید.
تذکر:
- این پایگاه به صورت خود جوش و مردمی اداره می شود.
موضوعات اشعار
نظر سنجی
نظرتان درباره ایجاد پایگاهی جامع و مختص اشعار اقای لطیفیان چیست؟



کتاب های شعر استاد لطیفیان
مصاحبه های استاد لطیفیان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان
ایران رمان