تبلیغات
اشک لطیف

اشک لطیف
پایگاه جامع آثار استاد علی اکبر لطیفیان
قالب وبلاگ

ای زاده ی زهرا جگرت می رود از دست

امروز که دارد پسرت می رود از دست

ای کاش که بالای سرش زود بیایی

گر دیر بیایی ثمرت می رود از دست

بد نیست بدانی اگر از خیمه می آیی

با دیدن اکبر کمرت می رود از دست

×××

افتادنت از زین پدرت را به زمین زد

برخیز و گر نه پدرت می رود از دست

برخیز که عمه نبرد دست به معجر

برخیز به جان من و این عمه ات، اکبر

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت علی اکبر(ع)، 
[ پنجشنبه 25 آبان 1391 ] [ 04:49 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

مثل بهار مثل غزل آفریدمت

شعری شدی و با كلماتم خریدمت

از دست التماس كنار دلم بمان

مانند باد رفتی و دیگر ندیدمت

می خواستم ببینم اذان صدات را

اما چه دیر مثل همیشه رسیدمت

پیش غروب مثل بلندیِ مأذنه

بعد از غروب خوش قد و بالا ندیدمت

آیینه ای و روی زمین پخش می شوی

دستم شكسته باد، شكسته كشیدمت

از لا به لای اینهمه پا جمع كردمت

روی عبا شبیه ورق پاره چیدمت

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت علی اکبر(ع)، 
[ سه شنبه 23 آبان 1391 ] [ 09:17 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

من ناز را در چشم شهلایت کشیدم

یک عالمی را مست و شیدایت کشیدم

ای یوسف دنیا دل یعقوبمان را

مجنون آن گیسوی لیلایت کشیدم

عیسی بن مریم را کنار جانمازت

مات نفس های مسیحایت کشیدم

جبریل حتی در هوایت بی مجال است

بالاتر از هفت آسمان هایت کشیدم

تصویر سبز و کامل پیغمبری را

وقتی که می­کردم تماشایت کشیدم

آلاله­های سرخ آن هم سرخ یکدست

از گیسوانت تا کف پایت کشیدم

باید ضریح پهلویت بشكسته باشد

‏وقتی تو را مانند زهرایت کشیدم

‏از چه تمام نیزه­ها بر تو حریصند

‏از اینکه من خوش قد و بالایت کشیدم؟!

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت علی اکبر(ع)، 
[ سه شنبه 23 آبان 1391 ] [ 09:17 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

گریه مکن اِنَّ...اصطفایی را که می بوسی

پیغمبر وقت جدایی را که می بوسی

آهِ تو را آخر در آوردند، ابراهیم!

در خیمه اسماعیل هایی را که می بوسی

باور کن آهوی نجیبت بر نمی گردد

بی فایده است این ردپایی را که می بوسی

بگذار لبهایت حسابی توشه بردارند

شاید بریزد جای جایی را که می بوسی

تا چند لحظه بعد "بابا" هم نمی گوید

این خوش صدای کربلایی را که می بوسی

یاد شب دامادی اش یک وقت می افتی

با گریه این زلف حنایی را که می بوسی

یعنی کتاب توست ترتیبش بهم خورده؟!

این صفحه های جابجایی را که می بوسی!

تو در طواف کعبه ی پاشیده ات هستی

پس پرده ی کعبه است عبایی را که می بوسی

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت علی اکبر(ع)، 
[ سه شنبه 23 آبان 1391 ] [ 09:16 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

قصد کرده است تمام جگرم را ببرد

با خودش دلخوشی دور و برم را ببرد

من همین خوش قد و بالای حرم را دارم

یک نفر نیست از اینجا پسرم را ببرد؟

دسترنج همه ی زحمت من این آهوست

چقدر چشم نشسته، ثمرم را ببرد

این چه رسمی است پسر جای پدر ذبح شود

حاضرم پای پسرهام، سرم را ببرد

تا به یعقوب نگاهم نرسیده خبرش

می شود باد برایش خبرم را ببرد

نیزه دنبال دلم بود تنش را می گشت

قصد کرده است بیاید جگرم را ببرد

***

جان من، قول بده دست به گیسو نبری

مقنعه ت باز شود، بال و پرم را ببرد

تو برو خیمه خودم پشت سرت می آیم

چه نیازی است کسی محتضرم را ببرد

دست و پاگیر شدم، زود زمین می افتم

یک نفر زود، تن دردسرم را ببرد

همه سرمایه ام این است که غارت شده است

هر که خواهد ببرد جنس حرم را...ببرد

صد پسر خواسته بودم ز خدا، آخر داد

صد علی داد به من تا که سرم را ببرد

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت علی اکبر(ع)، 
[ سه شنبه 23 آبان 1391 ] [ 09:16 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

در قد و قامت تو قد یار ریخته

در غالب تو احمد مختار ریخته

به عمه های دست به دامن نگاه کن

دور و برت چقدر گرفتار ریخته

گفتی علی و نیزه دهان تو را گرفت

از بس که در اذان تو اسرار ریخته

معلوم نیست پیکرت اصلا چگونه است

بهتر نگاه می کنم انگار ریخته

دارد زِرِه ضریح تو را حفظ می کند

بازش اگر کنند بالاجبار ریخته

یک روز جمع کردن تو وقت می برد

امروز بر سرم چقدر کار ریخته

زیر عبا اگر بروم پا نمی شوم

از بس به روی شانۀ من بار ریخته

گیسوی تو همین که سرت نیمه باز شد

از دو طرف به شانه ات ای یار ریخته

آن کس که تشنگی مرا پاسخی نداد

حالا نشسته بر جگرم خار ریخته

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت علی اکبر(ع)، 
[ سه شنبه 23 آبان 1391 ] [ 09:15 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

ای تجلی صفات همه ی برترها

چقدر سخت بُود رفتن پیغمبرها

قد من خم شده تا خوش قد و بالا شده ای

چون که عشق پدران نیست کم از مادرها

پسرم! می روی اما پدری هم داری

نظری گاه بیندار به پشت سرها

سر راهت پسرم تا درِ آن خیمه برو

شاید آرام بگیرند کمی خواهرها

بهتر این است که بالای سر اسماعیل

همه باشند و نباشند فقط هاجرها

مادرت نیست اگر مادر سقا هم نیست

عمه ات هست به جای همه ی مادرها

حال که آب ندارند برای لب تو

بهتر این است که غارت شود انگشترها

زودتر از همه ی آماده شدی، یعنی که:

 "آنچنان خسته نگشته است تن لشگرها

آنچنان کهنه نگشته است سم مرکبها

آنچنان کند نگشته است لب خنجرها"

چه کنم با تو و این ریخت و پاشی که شده

چه کنم با تو و با بردن این پیکرها

آیه ات بخش شده آینه ات پخش شده

علیِ اکبر من شد علیِ اکبرها

گیرم از یک طرفی نیز بلندت کردم

بر زمین باز بماند طرف دیگرها

با عبای نَبَوی کار، کمی راحت شد

ورنه سخت است تکان دادن پیغمبرها

علی اکبر لطیفیان 




طبقه بندی: حضرت علی اکبر(ع)، 
[ سه شنبه 23 آبان 1391 ] [ 09:14 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

انگار بنا نیست سری داشته باشی

سر داشته باشی، جگری داشته باشی

انگار بنا نیست که از میوه ی باغت

اندازۀ کافی ثمری داشته باشی

انگار بنا نیست که ای پیر محاسن

این آخر عمری پسری داشته باشی

ای باد به زلف علیِّ اکبرِ لیلا

مدیون حسینی نظری داشته باشی

می میرم اگر بیش از این ناز بریزی

بگذار که چندی پدری داشته باشی

تو از همه ی آینه ها پیش ترینی

تكثیر شدی بیشتری داشته باشی

رفتی و نگفتی پدرت چشم به راه است

از من تو نباید خبری داشته باشی؟

بی یار اگر آمده ام پیش تو گفتم

شاید بدن مختصری داشته باشی

چه خوب به هم نیزه تو را دوخت و نگذاشت

تا پیکر پاشیده تری داشته باشی

با نیم عبا بردن این جسم بعید است

باید که عبای دگری داشته باشی

 علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت علی اکبر(ع)، 
[ سه شنبه 23 آبان 1391 ] [ 09:14 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

با سرِ نیزه تنت را چه به هم ریخته اند

ذره ذره بدنت را چه به هم ریخته اند

سنگ ها روی لب خشک تو جا خوش کردند

این عقیق یمنت را چه به هم ریخته اند

وسط معرکه ای رفتی و گیر افتادی

سر فرصت بدنت را چه به هم ریخته اند

تا به حالا نشده بود جوابم ندهی

وای بر من دهنت را چه به هم ریخته اند

چشم من تار شده به چه مداواش کنم

یوسفم پیرهنت را چه به هم ریخته اند

عمه ات آمده تا دست به معجر ببرد

پدر بی کفنت را چه به هم ریخته اند

ابروان تو حسینی ست و چشمت حسنی ست

این حسین و حسنت را چه به هم ریخته اند

 علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت علی اکبر(ع)، 
[ سه شنبه 23 آبان 1391 ] [ 12:27 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

وقت وداع از حرم، نگاه پدرها

ملتمسانه تر است پشت پسرها

آه، پدرهای خسته، آه، کمرها

آه، پسرهای رفته، آه، جگرها

می رود و یکصدا به گریه می افتند

پشت سرش خیمه ها به گریه می افتند

کیست که خاکش بوی گلاب گرفته

اینکه برایش ملک رکاب گرفته

بهر شهادت چنان شتاب گرفته

زودتر از دیگران جواب گرفته

سرکشی عشق او مهار ندارد

بسکه به شوق آمده قرار ندارد

باز نمایان شده جلال پیمبر

باز تماشا شده جمال پیمبر

پرده برانداخته کمال پیمبر

اینکه وصالش بود و صال پیمبر

سمت عدو نه علیِّ اکبر خیمه

می رود از خیمه ها پیمبر خیمه

حیدر کرار شد، زمان خطر گشت

لشگر کوفه تمام مثل سپر گشت

ریخت بهم دشت را و موقع برگشت

ضرب عمودی که خورد، واقعه برگشت

خون سرش بر روی عقاب چکید و...

راه حرم را ندید و شیهه کشید و...


ادامه این شعر

طبقه بندی: حضرت علی اکبر(ع)، 
[ دوشنبه 22 آبان 1391 ] [ 01:16 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

دل ز قرص قمر خویش کشیدن سخت است

نازها از پسر خویش کشیدن سخت است

سر زانو کمکم کرد که پیدات کنم

ور نه کار از کمر خویش کشیدن سخت است

مشکل این است بغل کردن تو مشکل شد

تکه ها را به بر خویش کشیدن سخت است

خواستی این پدر پیر خضابی بکند

خون دل را به سر خویش کشیدن سخت است

نیزه بیرون بکشم از بدنت می میرم

خار را از جگر خویش کشیدن سخت است

گر چه چشمم به لب توست ولی لخته ی خون

از دهان پسر خویش کشیدن سخت است

تکه های جگرم هر طرفی ریخته است

همه را دور و بر خویش کشیدن سخت است

بِه، که از گردن من دفن تو برداشته شد

دست از بال و پر خویش کشیدن سخت است

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت علی اکبر(ع)، 
[ شنبه 30 اردیبهشت 1391 ] [ 06:31 ق.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

استاد علی اکبر لطیفیان از شعرای آیینی سرای معاصر هستند که عموم اشعارشان در مجالس اهل بیت(ع) استفاده می گردد. شعر ایشان در عین زیبایی و اتقان، به دور از تکلفات و پیچیدگی های زبانی و آرایه ای ست. ایشان با تکیه بر مطالعات فراوان دینی، شعری دارند سرشار از معارف و نکات ارزنده. در فضای مرثیه نیز روان می گویند و بیشتر تکیه بر زوایای نو دارند. شعر ایشان را می توان حرکتی به سمت سبک جدید شعر هندی نامید. چرا که مملو از نگاه های نو و مضمون پردازی های زیباست.
این پایگاه در نظر دارد که تمامی آثار استاد علی اکبر لطیفیان را در قالب موضوعی گردآوری نماید.
تذکر:
- این پایگاه به صورت خود جوش و مردمی اداره می شود.
موضوعات اشعار
نظر سنجی
نظرتان درباره ایجاد پایگاهی جامع و مختص اشعار اقای لطیفیان چیست؟



کتاب های شعر استاد لطیفیان
مصاحبه های استاد لطیفیان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان
ایران رمان