اشک لطیف
پایگاه جامع آثار استاد علی اکبر لطیفیان
قالب وبلاگ

مثل گذشته بال و پر دارم ؟... ندارم

حالِ بپر، بالِ بپر، دارم؟... ندارم

بی اطلاعم این که این مردم چه کردند...

...با معجرم، اما خبر دارم ندارم

گفتند: می آید پدر،... یعنی می آید؟

اصلاً مجالی تا سحر دارم؟ ندارم؟!!

***

عمه کمک کن آن توانی را که با آن

این پرده را از طشت بردارم ندارم

***

سر را گرفت و با خودش هی فکر می کرد

یعنی دوباره من پدر دارم؟... ندارم

 هر چند زخمی ام ولی از زخم هایت

زخمی بگویی بیشتر دارم ندارم

با دیدن تو دردها از یاد من رفت

پس بعد از این دردی اگر دارم ندارم

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت رقیه(س)، 
[ شنبه 12 اسفند 1391 ] [ 11:01 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

هر چند دل شكسته و هر چند بی پر است

اما هنوز مثل همیشه كبوتر است

گر پای نیزه از حركت ایستاده بود

از شدت علاقه بابا به دختر است

زهراتر از همیشه به سجاده آمده

اندازه قدش، چقدر گریه آور است

این زخم های روی سرش روی پیكرش

با زخم های شهر مدینه برابر است

او بیشتر بهانه‌ی بابا گرفته است

پس عمرش از تمامی این قوم كمتر است

این لاله‌ای كه بر سر مویش گره زدند

سوغات كوفه است به جای گل سر است

فردا نماز صبح – بدون رقیه است

فردا كه بام مأذنه ها بی كبوتر است

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت رقیه(س)، 
[ پنجشنبه 23 آذر 1391 ] [ 03:33 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

قدم من _ نفس من  _  زمین تـو _ هوا تـو

به اینجا رسیده "مَـن"م با دو تا "تـو"

بیا شاید این بال هامان پریدند

خدا را چه دیدی، تو حالا بیا _ تـو...

...برای پر و بالِ این جا نشینم

كمی آسمان باش و منهم بـَرا _ تو

بیا اصلاً عمّه قضاوت كند، " این

كه من زودتر خواب دیدم وَ یا تـو"

من و عمّه باید به زحمت بیفتیم

برای تو و دیدن تـو، چرا تـو؟!

شكسته دل هر كه در این خرابه است

خدا، آسمان، جبرئیل، عمّه، ما، تـو

به معراج هفت آسمانم رسیدم

همین جا، همین كنج ویرانه با تـو

[][][]

بیا تا كه گیسوی هم را ببافیم

یكی من ، یكی تـو  _ دو تا من ، دو تا تـو

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت رقیه(س)، 
[ پنجشنبه 23 آذر 1391 ] [ 03:30 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

آئینه هستم تاب خاکستر ندارم

پروانه ای هستم که بال و پر ندارم

از دست نامردی به نام تازیانه

یک عضو بی آسیب در پیکر ندارم

تا اینکه گریان تو باشم در سحر گاه

در چشم هایم آنقدر اختر ندارم

چیزی که فرش مقدمت سازم در اینجا

از گیسوان خاکی ام بهتر ندارم

می خواستم خون گلویت را بشویم

شرمنده هستم من که آب آور ندارم

بر گوش هایم می گذارم دست خود را

شاید نبینی زینت و زیور ندارم

وقتی نمانده گیسویی روی سر من

گاری دگر با شانه و معجر ندارم

لب می گذارم روی لب هایت پدرجان

تا اینکه جانم را نگیری بر ندارم

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت رقیه(س)، 
[ شنبه 27 آبان 1391 ] [ 03:36 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

از درد بی حساب سرم را گرفته ام

با دستمال بال و پرم را گرفته ام

از صبح تا غروب نشسته ام یکی یکی ...

این خارهای موی سرم را گرفته ام

دردم زیاد بود طبیبم جواب کرد

یعنی اجازه ی سفرم را گرفته ام

مانند من ز ناقه نیفتاد هیچ کس

اینجا منم فقط کمرم را گرفته ام

خوشحال بودنم ز سر اتفاق نیست

از دست این و آن پدرم را گرفته ام

خیلی تلاش کرده ام از دست بچه ها

این چند موی مختصرم را گرفته ام

آیینه نیست که ببینم جمال خویش

از چشم های تو خبرم را گرفته ام

تصمیم من گرفته شده پس مرا ببر

امروز از خودم نظرم را گرفته ام

این شهر را به پای تو ویرانه می کنم

مثل خلیل ها تبرم را گرفته ام

علی اکبر لطیفیان 




طبقه بندی: حضرت رقیه(س)، 
[ شنبه 27 آبان 1391 ] [ 03:35 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

تو را آورده ام اینجا که مهمان خودم باشی

شب آخر روی زلف پریشان خودم باشی

من از تاریکی شب های این ویرانه می ترسم

تو را آورده ام خورشید تابان خودم باشی

اگرچه عمه دل تنگ است، اما عمه هم راضی است

که تو این چند ساعت را به دامان خودم باشی

سرت افتاد و دستی از محاسن  چون بلندت کرد

بیا تا میهمان کنج ویران خودم باشی

سرت را وقت قرآن خواندنت بر تشت کوبیدند

تو باید بعد از این قاریِ قرآن خودم باشی

کنار تو که از انگشتر و خلخال صحبت کرد

فقط می خواستم امشب پریشان خودم باشی

اگرچه این لبی که ریخته بوسیدنش سخت است

تقلا می کنم یک بوسه مهمان خودم باشی

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت رقیه(س)، 
[ شنبه 27 آبان 1391 ] [ 03:33 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

کیست امشب در دل طوفانی او جا کند 

قطره های تاولش را راهی دریا کند

گرد و خاکی گشته بود اما هنوز آئینه بود

صفحه آئینه را فردای محشر وا کند

مشتی از خاکستر پروانه نیت کرده است

کنج این ویران سرا میخانه ای برپا کند

تار و پودی از لباس مندرس گردیده اش

می تواند دیدۀ یعقوب را بینا کند

او که دارد پنجه ای مشکل گشا قادر نبود

چشم های بسته بابای خود را وا کند

گیسویش را زیر پای میهمانش پهن کرد

آنقدر فرصت نشد تا بوریا پیدا کند

خشت های این خرابه سنگ غسلش می شود

یک نفر باید دوباره غسل یک زهرا کند

علی اکبر لطیفیان 




طبقه بندی: حضرت رقیه(س)، 
[ شنبه 27 آبان 1391 ] [ 03:31 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

میل پریدن هست اما بال و پر، نه

هر آن چه می خواهی بگو اما بپر، نه

حالا که بعد از چند روزی پپش مایی

دیگر به جان عمه ام حرف سفر، نه

یا نه اگر میل سفر داری، دوباره

باشد برو اما بدون همسفر، نه

با این کبودی های زیر چشم هایم

خیلی شبیه مادرت هستم، مگر نه؟!

از گیسوان خاکیم تا که ببافی

یک چیزها یی مانده اما آنقدر نه

‏ دیشب که گیسویم به دست باد افتاد

گفتم: بکش، باشد ولی از پشت سرنه

‏امروز دیدم لرزه های خواهرم را

در مجلسی که داد می زد: (ای پدر نه)

تو وقت داری خیزران ها را ببوسی

اما برای این لب خونین جگر نه؟!

ای میهمان تازه برگشته چه بد شد

تو آمدی و شامیان خوابند ورنه...

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت رقیه(س)، 
[ شنبه 27 آبان 1391 ] [ 03:29 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

عمه جان این سر منور را

کمکم می کنی که بردارم

شامیان ای حرامیان دیدید

راست گفتم که من پدر دارم

 

ای پدر جان عجب دلی دارم

ای پدر جان عجب سری داری

کیسویم را به پات می ریزم

تا ببینی چه دختری داری

 

ای که جان سه ساله ات بابا

به نگاه تو بستگی دارد

گر به پای تو بر نمی خیزم

چند جایم شکستگی دارد

 

آیه های نجیب و کوتاهم

شبی از ناقه ام تنزل کرد

غنچه هایی شبیه آلاله

روی چین های دامنم گل کرد 



ادامه این شعر

طبقه بندی: حضرت رقیه(س)، 
[ جمعه 26 آبان 1391 ] [ 06:28 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

طفل ویرانه شدن زار شدن هم دارد

قد خم دست به دیوار شدن هم دارد

تا صدای لبت آمد لبم از خواب پرید

سر تو ارزش بیدار شدن هم دارد

عقب افتادن این چند شب از عاطفه ات

این همه بوسه بدهکار شدن هم دارد

بی سبب نیست که با دست به دنبال توام

چشم خون لخته شده تار شدن هم دارد

دخترت نیستم از طشت رهایت نکنم

دختر شاه فداکار شدن هم دارد

معجری را كه تو از مكه خریدی بردند

موی آشفته گرفتار شدن هم دارد

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت رقیه(س)، 
[ چهارشنبه 24 آبان 1391 ] [ 07:21 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

در آن سحر، خرابه هوایش گرفته بود

حتی دل فرشته برایش گرفته بود

با آستین پاره ی پیراهن خودش

جبریل را به زیر کسایش گرفته بود

زورش نمی رسید کسی را صدا کند

از گریۀ زیاد، صدایش گرفته بود

از ابتدای شب که خودش را به خواب زد

معلوم بود آنکه دعایش گرفته بود

حتما نزول می کند آیات تازه ای

با چله ای که بین حرایش گرفته بود

مشغول ذکر نافله اش شد، ولی کجاست؟

آن چادری که عمه برایش گرفته بود

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت رقیه(س)، 
[ سه شنبه 23 آبان 1391 ] [ 09:10 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

حاضرم پایِ سرِ تو سرِ خود را بدهم

جایِ پیراهن  تو معجر  خود را بدهم

سر بابای من و خِشت محال است عمه

عمه بگذار كه اول پر خود را بدهم...

...پهن كن تا كه سر  خار نگیرد به لبش

كم اگر بود پرِ دیگر خود را بدهم

زیورآلات مرا دختر همسایه گرفت

نذر انگشتَرَت انگشترِ خود را بدهم

مویِ من سوخته و مویِ پدر سوخته تر

حاضرم پایِ همین سر، سرِ خود را بدهم

دید ما تشنۀ آبیم خودش آب نخورد

خواست تا دیدۀ آب آور خود را بدهم

به دلم آمده یك وقت خجالت نكشم

پایِ لطفش نفس  آخر خود را بدهم

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت رقیه(س)، 
[ سه شنبه 23 آبان 1391 ] [ 09:10 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

پایش ز دست آبله آزار می کشد

از احتیاط دست به دیوار می کشد

در گوشه ی خرابه کنار فرشته ها

"با ناخنی شکسته ز پا خار می کشد"

دارد به یاد مجلس نامحرمان صبح

بر روی خاک عکس علمدار می کشد

او هرچه می کشد به خدای یتیم ها

از چشم های مردم بازار می کشد

گیرم برای خانه تان هم کنیز شد

آیا ز پرشکسته کسی کار می کشد؟

چشمش مگر خدای نکرده چه دیده است؟

نقشی که می کشد همه را تار می کشد

لب های بی تحرک او با چه زحمتی

خود را به سمت کنج لب یار می کشد

علی اکبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت رقیه(س)، 
[ سه شنبه 23 آبان 1391 ] [ 09:09 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

برگ و برت دست كسی برگ و برم دست كسی

بال و پرت دست كسی بال و پرم دست كسی

خیرات كردن مال من خیرات كردن مال تو

انگشترت دست كسی انگشترم مال كسی

نه موی تو شانه شود نه موی من شانه شود

موی سرت دست كسی موی سرم دست كسی

بابا گرفتارت شدم از دو طرف غارت شدم

آن زیورم دست كسی این زیورم دست كسی

رختت به دست حرمله رختم به دست حرمله

پیراهنت دست كسی و معجرم دست كسی

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت رقیه(س)، 
[ سه شنبه 23 آبان 1391 ] [ 09:08 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

گنجشك پَر،  جبریل پَر، بابا سه نقطه

من پَر، تو پَر، هركس شبیه ما سه نقطه

عمه نه عمه بال هایش پَر ندارد

حالا بماند در خرابه تا سه نقطه

این محو یكدیگر شدن در این خرابه

یا اینكه ما را می پراند یا سه نقطه

اصلاً چرا من خواستم پیشم بیایی

بابا شما كه پا نداری تا سه نقطه

یادت می آید روزهای در مدینه

دو گوشواره داشتم حالا سه نقطه

وقتی لبت را زیر پای چوب دیدم

می خواستم كاری كنم امّـا سه نقطه

***

انگشت خود را جمع كرد و ناگهان گفت

انگشت پَر، انگشترِ بابا سه نقطه

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت رقیه(س)، 
[ سه شنبه 23 آبان 1391 ] [ 09:08 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

بابا سرم، تنم، کمرم، پهلویم، پرم

یکی دو تا که نیست کبودی پیکرم

بیش از همین مخواه و گر نه به جان تو

باید همین کنار تو تا صبح بشمرم

از تو چه مانده است؟ بگویم "که ای پدر"

از من چه مانده است؟ بگویی "که دخترم"

اندازه ی لب تو لبم شد ترک ترک

اندازه ی سر تو گرفتار شد سرم

از تو نمانده است به جز عکس مبهمت

از من نمانده است به جز عکس مادرم

از تو سوال می کنم انگشترت کجاست؟

كه تو سوال می کنی از حال معجرم

دیدم چگونه سرت را به طشت زد

حق می دهی بمیرم و طاقت نیاورم

مرد کنیز زاده ای از ما کنیز خواست

بیچاره خواهر تو و بیچاره خواهرم

مرهم به درد این همه زخمی نمی خورد

بابا سرم، تنم، كمرم، پهلویم، پرم

علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: حضرت رقیه(س)، 
[ یکشنبه 21 آبان 1391 ] [ 01:48 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

استاد علی اکبر لطیفیان از شعرای آیینی سرای معاصر هستند که عموم اشعارشان در مجالس اهل بیت(ع) استفاده می گردد. شعر ایشان در عین زیبایی و اتقان، به دور از تکلفات و پیچیدگی های زبانی و آرایه ای ست. ایشان با تکیه بر مطالعات فراوان دینی، شعری دارند سرشار از معارف و نکات ارزنده. در فضای مرثیه نیز روان می گویند و بیشتر تکیه بر زوایای نو دارند. شعر ایشان را می توان حرکتی به سمت سبک جدید شعر هندی نامید. چرا که مملو از نگاه های نو و مضمون پردازی های زیباست.
این پایگاه در نظر دارد که تمامی آثار استاد علی اکبر لطیفیان را در قالب موضوعی گردآوری نماید.
تذکر:
- این پایگاه به صورت خود جوش و مردمی اداره می شود.
موضوعات اشعار
نظر سنجی
نظرتان درباره ایجاد پایگاهی جامع و مختص اشعار اقای لطیفیان چیست؟



کتاب های شعر استاد لطیفیان
مصاحبه های استاد لطیفیان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic