تبلیغات
اشک لطیف

اشک لطیف
پایگاه جامع آثار استاد علی اکبر لطیفیان
قالب وبلاگ

ای اذان پر از نماز حسین

جا نماز همیشه باز حسین

نام سبزت، اقامه ی زهرا

زندگی ات ادامه ی زهرا

مثل بیت الحرام، یا زینب!

واجب الاحترام، یا زینب!

ذکر ایّاک نستعینِ لبم

آیه های تو همنشین لبم

حضرت مریم قبیله ی ما

آیة اللهِ ما، عقیله ی ما

ما دو آئینه ی مقابل هم

جلوه های پر از تکامل هم

بال یکدیگریم، در همه جا

تا خدا می پریم، در همه جا

ای حیات دوباره ی  هستی

زینت گوشواره ی هستی

پر من بال من کبوتر من

سایه بان همیشه ی سرِ من

پیشتر از همه رجز خواندی

بیشتر زیر نیزه ها ماندی

تو ابوالفضل در برابرمی

تو حسین دوباره ی حرمی

عصمت الله، دختر زهرا

آن زمانی که آمدیم این جا

چشم هایت سپیده ی ما بود

پای تو روی دیده ی ما بود

از برایم تو خواهری کردی

خواهری نه که مادری کردی


ادامه این شعر

طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  اربعین، 
[ شنبه 9 دی 1391 ] [ 01:45 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

هجران بهانه ای ست برای وصال ها

بهتر شده ست از بركات تو حال ها

از یاد رفته است جراحات بال ها

با عمه راحت است تمام خیال ها

عمه نگو كه فاطمه ی كربلا بگو

عمه نگو حسین بگو مرتضی بگو

بابا سلام عمه رسیده بلند شو

از احترامِ قدِّ خمیده بلند شو

با گردن بریده بریده بلند شو

....

عمه اگر شكسته شده قد كمان شده

چون میهمان مجلس نامحرمان شده

دائم پیِ گذشتنِ از جان خویش بود

مأمور حفظ جان امامان خویش بود

زینب ولیك حیدر میدان خویش بود

گرم طواف قاری قرآن خویش بود

صد كربلا پس از تو بلا دیده ایم ما

صد فاجعه به شام بلا دیده ایم ما

با آه خویش كرب و بلا را مهار كرد

خیلی برای پرچم اسلام كار كرد

ما را خودش به ناقه ی عریان سوار كرد

باید به عمه هر دو جهان افتخار كرد


ادامه این شعر

طبقه بندی: اربعین،  سکینه خاتون(س)، 
[ شنبه 2 دی 1391 ] [ 10:49 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

یک اربعین برای تو حیران شدم حسین

مانند گیسوی تو پریشان شدم حسین

با چند قطره اشک دل من سبک نشد

ابری شدم به پای تو باران شدم حسین

زلفی اگر که ماند برای تو پیر شد

در اول بهار زمستان شدم حسین

کوفه به کوفه کوچه به کوچه گذر گذر

قاری شدی مفسر قرآن شدم حسین

دیدی چگونه آخر عمری دلم شکست

دیدی چگونه پاره گریبان شدم حسین

تو رفتی و کنار خودم گریه می کنم

دارم سر مزار خودم گریه می کنم

ای سایه بلند سرم ای برادرم!

آیینه ی ترک ترک در برابرم

بالم شکسته است و پرم پر نمی زند

اما هنوز مثل همیشه کبوترم

من قول داده ام که بگیرم سر تو را

از دست نیزه ها و برایت بیاورم

حالا سری برای تو آورده ام ولی

خاکستری و خاکی و ای خاک بر سرم!

بگذار اول سخن و شکوه ام تو را

ای ماه زینب از نگرانی درآورم

هر چند کوچه کوچه تماشا شدم ولی

راحت بخواب دست نخورده است معجرم

تو رفتی و کنار خودم گریه می کنم

دارم سر مزار خودم گریه می کنم



ادامه این شعر

طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  اربعین، 
[ شنبه 2 دی 1391 ] [ 10:29 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

نگاه گریه داری داشت زینب

چه گام استواری داشت زینب

دل با اقتداری داشت زینب

مگر چه اعتباری داشت زینب

چهل منزل حسین منجلی شد

گهی زهرا شد و گاهی علی شد

ندیدم زینب کبری تر از این

ندیدم زینت باباتر از این

ندیدم دختر زهراتر از این

حسینی مذهبی غوغاتر از این

به پیش پای ما راهی گذارید

بنای زینب اللهی گذارید

اگر چه غصه دارد آه دارد

به پایش خستگیِ راه دارد

به گِردش آفتاب و ماه دارد

به والله که ایوالله دارد

همین که با جلالت سر نداده

به دست هیچ کس معجر نداده

پس از آن که زمین را زیر و رو کرد

سپاه کوفه را بی آبرو کرد

به سمت کربلا خوشحال رو کرد

کمی از خاک را برداشت بو کرد

رسیدم کربلا ای داد بی داد!

حسین سر جدا، ای داد بی داد!



ادامه این شعر

طبقه بندی: حضرت زینب(س)،  اربعین، 
[ شنبه 2 دی 1391 ] [ 10:19 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

زخمیِ زنجیرم، کبودِ بی شمارم

بر شانه هایم زخم های کهنه دارم

همشیرۀ خورشیدم و بانوی نورم

هر چند که در پنجه ی گرد و غبارم

شامِ غریبانیِ عصر خیمه هایم

آن چادر خاکیِ در حال فرارم

نام مرا با خطّ نامحرم نوشتند

یعنی اسیر کوچه های روزگارم

دیگر نمی آید به دنبالم مغیلان

دیگر ندارد آبله کاری به کارم

من حضرت یعقوبم و یوسف پرستم

بر سینه ام پیراهنت را می فشارم

دسته گل یاسی ندارم بر مزارت

امّا به جایش تا بخواهی لاله دارم

انگار من خوابیده ام در این بیابان

انگار تو افتاده ای روی مزارم

من با نیابت از تمام خاندانم

بر آستان خاکی ات سر می گذارم

 علی اكبر لطیفیان




طبقه بندی: اربعین،  حضرت زینب(س)، 
[ شنبه 2 دی 1391 ] [ 10:11 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]

چل روز می شود كه شدم جبرئیل تو

ذبح عظیم گشتی و گشتم خلیل تو

چل روز می شود كه فقط زار می زنم

كوچه به كوچه نام تو را جار می زنم

چل روز می شود كه بدون توأم حسین

حالا پی نتیجه ی خون توأم حسین

چل روز می شود كه حسین همه شدم

حیدر شدم، حسن شدم و فاطمه شدم

مردم به جنگ نائبه الحیدر آمدند

در پیش من، تمام، به زانو در آمدند

آثار مرگ در بدنم هست یا حسین

پس روز اربعین منم هست یا حسین

آبی كه تر نكرد لب تشنه ی تو را

حالا نصیب خاك مزارت شده اخا

چل روز پیش بود همین جا سرت شكست

این جا دل من و پدر و مادرت شكست

چل روز پیش بود به گودال رفتی و ...

از پشت، نیزه خوردی و از حال رفتی و ...

از تل زینبیه رسیدم كه وای وای!

بالا سرت نشستم و دیدم كه وای وای!

نیزه ز جای جای تن تو در آمده

حتی لباس های تن تو در آمده


ادامه این شعر

طبقه بندی: اربعین،  حضرت زینب(س)، 
[ شنبه 2 دی 1391 ] [ 10:04 ب.ظ ] [ شاهد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

استاد علی اکبر لطیفیان از شعرای آیینی سرای معاصر هستند که عموم اشعارشان در مجالس اهل بیت(ع) استفاده می گردد. شعر ایشان در عین زیبایی و اتقان، به دور از تکلفات و پیچیدگی های زبانی و آرایه ای ست. ایشان با تکیه بر مطالعات فراوان دینی، شعری دارند سرشار از معارف و نکات ارزنده. در فضای مرثیه نیز روان می گویند و بیشتر تکیه بر زوایای نو دارند. شعر ایشان را می توان حرکتی به سمت سبک جدید شعر هندی نامید. چرا که مملو از نگاه های نو و مضمون پردازی های زیباست.
این پایگاه در نظر دارد که تمامی آثار استاد علی اکبر لطیفیان را در قالب موضوعی گردآوری نماید.
تذکر:
- این پایگاه به صورت خود جوش و مردمی اداره می شود.
موضوعات اشعار
نظر سنجی
نظرتان درباره ایجاد پایگاهی جامع و مختص اشعار اقای لطیفیان چیست؟



کتاب های شعر استاد لطیفیان
مصاحبه های استاد لطیفیان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان
ایران رمان